با تحکیم پایههای دیکتاتوری رضاشاه، دولت دیگر نمیتوانست مداخلهها و اظهارنظرهای میلیسپو را که خلاف نظر شاه بود، تحمل کند. میلیسپو و هیئت همراه، اقتصاد ایران را بر پایه تمرکز درآمدها در خزانه و صرف هزینهها با نظارت وزیر مالیه و جلوگیری از حیف و میل بنا نهاده بود که میتوانست به اقتصاد کشور سر و سامان بدهد. این روش البته با تمایل درونی رضاخان مطابقت نداشت
سرويس تاريخ جوان آنلاين: کارنامه دوره ۲۰ ساله دیکتاتوری رضاخانی از جنبههای گوناگون درخور بررسی است که بیشک ارزیابی اقتصادی، یکی از سرفصلهای آن است. در مقال پیش روی ابعاد ریلگذاری اقتصادی و نتایج آن در دوران پهلوی دوم مورد بررسی قرار گرفته است. امید آنکه تاریخپژوهان معاصر و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
آغاز سلطنت رضاخان را میتوان نقطه شروعی دانست بر فرآیندهای جدید در عرصههای گوناگونی که وی برای انجام آن بر کشیده شده بود. این شروع اما، در عرصه اقتصاد کشور بازتابی فراوانتر یافت. رژیم دیکتاتوری رضاخان و برنامههای شبهمدرنیستی او طبعاً سازماندهی جدیدی را برای اقتصادی ایران اقتضا میکرد. درنتیجه خطمشی اقتصادی دولت اساساً تغییر کرد و دولتی شدن اقتصاد به عنوان راهبرد کلان اقتصاد در دستور کار قرار گرفت.
