اجماعی جهانی برای مقابله با عملیات کربلای ۴ صورت گرفته بود

عملیات کربلای ۴ از سوم تا پنجم دی ماه ۱۳۶۵ به منظور تکمیل متصرفات ایران در منطقه فاو صورت گرفت. سال قبل (۱۳۶۴) و در جریان عملیات والفجر ۸، ایران توانست شبه جزیر فاو را بگیرد و اکنون رزمندگان می‌رفتند تا در شمال فاو و جنوب بصره، وارد عمل شوند. در گفتگو با نجیمی، سعی کردیم به برخی از ناگفته‌های عملیات کربلای ۴ از زوایای مختلف بپردازیم

عملیات کربلای ۴ از سوم تا پنجم دی ماه ۱۳۶۵ به منظور تکمیل متصرفات ایران در منطقه فاو صورت گرفت. سال قبل (۱۳۶۴) و در جریان عملیات والفجر ۸، ایران توانست شبه جزیر فاو را بگیرد و اکنون رزمندگان می‌رفتند تا در شمال فاو و جنوب بصره، وارد عمل شوند. در گفتگو با نجیمی، سعی کردیم به برخی از ناگفته‌های عملیات کربلای ۴ از زوایای مختلف بپردازیم

جوان آنلاین: کتاب «گزیده‌ای از آنچه در عملیات کربلای ۴ گذشت» به قلم محمود نجیمی به رشته تحریر درآمده است. نجیمی علاوه بر نگارش این کتاب، خود نیز از رزمندگان حاضر در کربلای ۴ بود؛ لذا علاوه بر تحقیقاتی که راجع به این عملیات انجام داده است، از مشاهدات خود نیز برای تدوین این کتاب بهره برده است. عملیات کربلای ۴ از سوم تا پنجم دی ماه ۱۳۶۵ به منظور تکمیل متصرفات ایران در منطقه فاو صورت گرفت. سال قبل (۱۳۶۴) و در جریان عملیات والفجر ۸، ایران توانست شبه جزیر فاو را بگیرد و اکنون رزمندگان می‌رفتند تا در شمال فاو و جنوب بصره، وارد عمل شوند. در گفتگو با نجیمی، سعی کردیم به برخی از ناگفته‌های عملیات کربلای ۴ از زوایای مختلف بپردازیم.

کربلای ۴ یک عملیات بزرگ بود. هرچند با عدم الفتح رو‌به‌رو شد، اما قاعدتاً بازتاب‌های بین‌المللی داشت. بعثی‌ها یا حامیان بین‌المللی‌شان چه دیدگاهی نسبت به این عملیات داشتند؟
من در کتابم، به نگاه دو کارشناس دشمن در خصوص حرکت رزمندگان ایران در قالب عملیات کربلای ۴ پرداختم. یکی از آن‌ها وفیق سامرایی از افسران اطلاعاتی بعثی‌ها است. او معتقد بود که واحد‌های اطلاعاتی ارتش بعث توانسته بودند به خوبی محور‌های عملیاتی ایران در کربلای ۴ را شناسایی کنند. این افسر بعثی در خاطراتش می‌نویسند که: «حمله در دو منطقه آغاز شده بود و در پیش‌بینی زمان و محور حمله و میزان نیرو‌های مهاجم موفقیت بزرگی نصیب ما شده بود. این حمله به شدت سرکوب گردید و ارتش عراق این نبرد را «روز بزرگ» نامید. جایگاه اطلاعات بار دیگر اوج گرفت و موقعیت خود را بازیافت. دورانی که اطلاعات در صحنه حضور نداشت، پایان یافت. بنابراین صدام به من نشان نظامی «الرافدین» و یکسال ارشدیت داد.» البته سامرایی، چون افسر اطلاعاتی بود می‌خواسته کمی هم نقش خودش را در این ماجرا پررنگ کند. در حالی که بسیاری از دلایل هوشیاری دشمن در خصوص عملیات کربلای ۴ به جبهه ما برمی‌گردد. چند ماه قبل از شروع این عملیات، ایران تبلیغات وسیعی در خصوص اعزام قوای محمد (ص) راه می‌اندازد و در نمازجمعه‌ها هم صحبت از روشن شدن سرنوشت جنگ در عملیات آتی راه می‌افتد که این‌ها باعث می‌شود دشمن هوشیار شود. به همین نسبت، علاوه بر بعثی‌ها، ابرقدرت‌ها هم که نمی‌خواستند اجازه بدهند ایران پیروز شود، به صرافت می‌افتند تا هر چه توان دارند به کار ببرند و نگذارند ایران در عملیات پیش‌رو که آن را رسماً اعلام کرده بود، موفق شود.

به نظر می‌رسد در جبهه خودی یک نوع اعتماد بنفسی در خصوص انجام عملیات کربلای ۴ به وجود آمده بود که ماه‌ها قبل از شروع آن، رویش تبلیغات می‌شد.
ایران یک سال قبل از کربلای ۴، فاو را گرفته بود. موفقیت در والفجر ۸ آن هم بعد از چند ناکامی در عملیات بزرگ صورت گرفته، باعث شده بود تا این تصور پیش آید که می‌توانیم در عملیات بعدی، سرنوشت جنگ را یکسره کنیم. البته این را هم اضافه کنم که آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ، اعتقاد به یک پیروزی بزرگ و یکسره کردن کار جنگ داشت. در سال ۶۵ وقتی که اعزام‌های سراسری در قالب سپاه محمد (ص) صورت گرفت، ما رسماً اعلام می‌کردیم که می‌خواهیم این نیرو را برای عملیات بعدی وارد عمل کنیم. از سال ۶۲ که ایران هر سال یک عملیات بزرگ انجام می‌داد، هر ساله در فصل زمستان وارد عمل می‌شدیم و شب‌ها هم به خط دشمن می‌زدیم؛ لذا همه می‌دانستند که این عملیات سرنوشت ساز مورد ادعای ما، در زمستان ۶۵ انجام خواهد گرفت. خصوصاً که در نماز جمعه‌ها بار‌ها اعلام شده بود که امسال سال سرنوشت ساز جنگ است. رأس همه هم خود آقای هاشمی بود که بار‌ها اعلام کرد: «سال ۱۳۶۵، سال سرنوشت جنگ است. خب همه این‌ها باعث هوشیاری دشمن می‌شد.»

در صحبت‌های‌تان اشاره به نقش ابرقدرت‌ها در عملیات کربلای ۴ کردید، کارشناسان غربی چه دیدگاهی نسبت به این عملیات داشتند؟
چند سال پیش، مرحوم نادر طالب‌زاده یک گفت‌وگویی با سرهنگ ریک فرانکونا وابسته نظامی ارتش امریکا و عضو آژانس اطلاعات دفاعی پنتاگون در بغداد، انجام می‌دهد. در این گفتگو سرهنگ فرانکونا اعتراف می‌کند که ریگان بسیار نگران بود ایرانی‌ها پیروز شوند. او کلاً بسیار درباره ایران محتاط بود. نگران بود که پیروزی ایران در عراق منجربه این شود که ایران بتواند انقلاب اسلامی را بسیار گسترده‌ترکند و می‌خواست از این اتفاق جلوگیری کند. به علاوه، نگران بود که اگر ایران بتواند برعراق مسلط شود، کشور بعدی کدام کشور خواهد بود؟ کویت؟ عربستان سعودی؟ همه ماجرا به نفت برمی‌گردد و اینکه چه کسی میدان‌های نفتی خاورمیانه را کنترل می‌کند. این افسر ارتش ایالات متحده امریکا در صحبت‌های خود اعتراف می‌کند که چطور ابرقدرت‌ها و در رأس آن‌ها امریکا، دست عراق را در استفاده از تسلیحات شیمیایی و دیگر تسلیحات غیرمتعارف باز گذاشته بودند. در جریان کربلای ۴ هم، چون سال قبلش ایران شبه جزیره فاو را گرفت و ارتباط عراق با خلیج فارس قطع شد، خیلی از کشور‌های منطقه و ابرقدرت‌ها ترسیدند. با گرفتن فاو ما به نوعی همسایه کویت شده بودیم؛ لذا امریکا بسیار بیم داشت که مبادا در عملیات بعدی ایران پیروزی والفجر ۸ را تکرار کند. آن‌ها نمی‌توانستند پیروزی بزرگ دیگری را برای ایران تحمل کنند و تمام امکانات‌شان را پای کار آوردند تا از طریق دادن تسلیحات و اطلاعات به عراق، آن‌ها را حتی‌الامکان از چند و، چون عملیات بعدی ما که کربلای ۴ بود مطلع سازند. می‌توانیم بگوییم برای مقابله با کربلای ۴ یک اجماع جهانی صورت گرفته بود.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *