موکب بوشهریها همان ابتدای ورودی است، آقای میرزایی کار را از ایستگاههای صلواتی جبهههای جنگ تحمیلی آغاز کرده است. میگوید شهدای مقاومت به فرماندهی سردار سلیمانی راه کربلا را برای ما باز کردند و سالهاست که خادم زائران امام حسین (ع) شدهام و به شکرانه همان خادمی و زیارت، دو سالی است که اینجا هم موکب میزنیم تا خادم میهمانان و زائران حاج قاسم باشیم
جوان آنلاین: حماسه حضور مردم در مراسم سالگرد شهادت سیدالشهدای مقاومت سردار دلها حاج قاسم سلیمانی را نمیتوان با کلمات و عکس و فیلم شرح داد. این حضور عاشقانه در شهر کرمان و در جوار مزار آن سردار در گلزار شهدا دیدنی است. بحق گفتهاند که شنیدن کی بود مانند دیدن! من هم برای دیدن حال و هوای این روزهای کرمان در آستانه چهارمین سالروز شهادت سردار، بعد از ظهر دوشنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۲ از فرودگاه مهرآباد به سوی کرمان پرواز کردم. صبح سه شنبه (دیروز) آماده حرکت به سمت گلزار شهدای کرمان شدم. آنچه میخوانید حاصل بخشی از مشاهداتم در مسیر مزار حاج قاسم است.
همه ایران میزبان زائران حاج قاسم
اینجا کرمان و در مسیر گلزار شهدا هستم. همان ابتدای خیابان اصلی به سمت گلزار مسدود است و باید با دیگر زائران پای پیاده طی طریق کنید. تجربه پیادهروی اربعین برای من تداعی میشود. خیمههای برافراشته، موکبهای نظم گرفته کنار خیابان، دود و آتش و عطر چای بابونه، خرمای بوشهری، نان محلی و شیرینیهای یزدی که کامت را شیرین میکند. تا چشم کار میکند حضور عاشقانه مردم را میتوانی به تماشا بنشینی. نوشتههای سر در موکبها را که مرور میکنی گویی همه ایران به میزبانی این زائران آمدهاند. از اصفهان و یزد و شیراز گرفته تا بندرعباس و اهواز و بوشهر.
از ایستگاه صلواتی جبهه تا موکب اربعین و کرمان
موکب بوشهریها همان ابتدای ورودی است، آقای میرزایی کار را از ایستگاههای صلواتی جبهههای جنگ تحمیلی آغاز کرده است. میگوید شهدای مقاومت به فرماندهی سردار سلیمانی راه کربلا را برای ما باز کردند و سالهاست که خادم زائران امام حسین (ع) شدهام و به شکرانه همان خادمی و زیارت، دو سالی است که اینجا هم موکب میزنیم تا خادم میهمانان و زائران حاج قاسم باشیم.
نذر برای سلامتی حاج قاسم
کمی آنطرفتر مادری را میبینم که در موکب خود مشغول هماهنگی کارها و امور دوخت و دوز چادر است؛ اهل رابر کرمان است، همولایتی و از آشنایان حاج قاسم. خواهر شهید احمد علی زرینکلاه میگوید: خواهران شهید خواهران حاج قاسم، مادران شهید مادر حاج قاسم و فرزندان شهدا همگی فرزندان حاج قاسم هستند. او از گوسفندی که نذر سلامتی حاج قاسم کرده بود میگوید: روزی حاج قاسم گفت میخواهم به افغانستان بروم. من هم برای سلامتیاش گوسفندی نذر کردم. در همان سفر حادثهای تروریستی اتفاق افتاد و عدهای به شهادت رسیدند، اما حاج قاسم که لحظاتی زودتر آن محل را ترک کرده بود، به سلامت برگشت. گفتم گوسفندی نذرتان کرده بودم که سالم برگردید، گفت: پس نذر قربانی شما نگذاشت آنجا شهادت نصیبم شود، بعد هم گوسفند را به بیت الزهرا (س) که خانهاش بود، بردیم و نذرمان را ادا کردیم.
