من در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، تنها زرنگیای که کردم، این بود که هم نامه آقا و هم جواب دکتر مصدق را به عکاسی مهتاب بردم و از رویش کپی تهیه کردم. متأسفانه اصل نامه دکتر مصدق دست آقا مصطفی بود که نمیدانم چه کارش کرد. آن روزها دستگاه فتوکپی نبود و اگر میخواستید کپی بردارید، باید عکس میگرفتید. آقا همیشه به من میگفتند: «کل حسن! انشاءالله دستکم یک روزی، تو حقایق را به مردم بگویی!»
نهضت آن روز شکست خورد که کاشانی خود را سپر بلای مصدق کرد!
من در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲، تنها زرنگیای که کردم، این بود که هم نامه آقا و هم جواب دکتر مصدق را به عکاسی مهتاب بردم و از رویش کپی تهیه کردم. متأسفانه اصل نامه دکتر مصدق دست آقا مصطفی بود که نمیدانم چه کارش کرد. آن روزها دستگاه فتوکپی نبود و اگر میخواستید کپی بردارید، باید عکس میگرفتید. آقا همیشه به من میگفتند: «کل حسن! انشاءالله دستکم یک روزی، تو حقایق را به مردم بگویی!»
