
اقتصاد ۲۴- همزمان با دومین سالگرد حوادث تابستان سال ۱۴۰۱، نشستی در مؤسسه رحمان برگزار شد که به دنبال بررسی کنشگری زنان از دیروز تا امروز بود. در این برنامه که هفتمین نشست از سلسلهنشستهای جنسیت و نابرابری و مسیر معاصر بود، مسیر تاریخی جنبش زنان بررسی شد و به دنبال پیوند فعالیتهای صورتگرفته زنان از دهه ۷۰ تاکنون بود؛ آتنا کامل، جامعهشناس که اولین سخنران این نشست بود، کنشگری زنان را به پنج دوره تقسیم و از مختصات هرکدام از این دورهها گفت. کامل، سخنانش را با یک سوال محوری شروع و در ادامه تلاش کرد تا به آن پاسخ دهد: «کنشگری فمینیستی در ایران بعد از انقلاب دچار چه تغییرات و تحولاتی شده است؟»
مهسا اسداللهنژاد، جامعهشناس و پژوهشگر، دیگر سخنران این نشست، به شعار «رهایی زن، رهایی جامعه است» و بازخوانی آن در مطالبات زنان ایرانی پرداخت و از بازخوانی مفهوم رهاییبخشی در جریانات اخیر گفت. نوشین احمدیخراسانی، فعال حقوق زنان و نویسنده، یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود که دورههای مختلف جنبش زنان در ایران بعد از انقلاب را بررسی کرد.
آتنا کامل، جامعهشناس بهعنوان اولین سخنران این نشست، شروع دوره اول تاریخی کنشگری فمینیستی در ایران بعد از انقلاب را از اواخر دهه ۷۰ شمسی و نیمه اول دهه ۸۰ میداند و اسم این دوره را میگذارد؛ از خصوصی به عمومی: «منظورم این است که در این دوره یعنی در سالهای ۷۴ و ۷۵، جمعهای زنانه از محافل خانگی و عرصه خصوصی خارج شد و وارد عرصه عمومی شد که بیشتر هم در انتشاراتیها و پاتوقهایی اتفاق افتاد که مدیران زن داشتند. مثل انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.»
به گفته این جامعهشناس، دال محوری در این دوره تغییر قوانین به نفع زنان بود: «تاکتیکهایی که استفاده میکردند، استفاده از پروندههایی بود که حقوقی بودند؛ فعالان در وهله اول سراغ پروندههایی رفتند که بحث کودکآزاری در آن مطرح بود. یکسری از پروندهها مثل پروندههای لیلا فتحی و آرین گلشنی خیلی پررنگ شد که بهواسطه آنها، فعالان زن و وکلای مستقل توانستند بحث نابرابری بین زن و مرد و حضانت فرزند از سمت مادر را مطرح کنند.
بعد سراغ پروندههای حقوقی زنان مثل قتلهای عنکبوتی در مشهد و پرونده افسانه نوروزی، کبری رحمانپور و عاطفه رجبی رفتند؛ یعنی بهواسطه پیگیری این پروندهها توانستند یکسری مباحث را در عرصه جنسیتی بالا بیاورند و خودشان را بهعنوان گروهی که وارد جامعه مدنی شدند، به سایر گروهها بشناسانند. در این دوره رابطه حسنهای با دولت اصلاحات وجود داشت و فعالان زن مذاکرات مؤثری با زنان اصلاحطلبی که داخل حاکمیت بودند، داشتند که دستاوردهایی هم به دنبال خود داشت.
مثل اینکه از لحاظ محفلی خارج و وارد عرصه عمومی شدند و توانستند اولین مراسم هشت مارس بعد از انقلاب را در سال ۷۸ برگزار کنند. کارگاهها و نشستهایی را حول مبحث خشونت علیه زنان ساماندهی کردند و در این دوره، آغاز تجمعهای مجوزدار رقم خورد.» او میگوید در سال ۸۴ محمود احمدینژاد پیروز میدان شد و از آن سال بحث تجمع و خیابان بهطور جدیتری وارد تاکتیکهای فعالان زن شد: «اما دیگر به آنها مجوزی داده نشد و فعالان بهسمت برگزاری تجمعات بدون مجوز رفتند. نمونههای آن تجمع بدون مجوز ۲۲ خرداد سال ۸۴ مقابل دانشگاه تهران بود که در اعتراض به بحث قوانین تبعیضآمیز و نابرابر شکل گرفت.»
