اقتصاد ۲۴- جمله «ایران بهترین جا برای پول درآوردن است»، در نگاه نخست بیشتر شبیه یک شوخیست؛ وجود سیل عظیم تورم آن هم نه به صورت دورهای بلکه به طور مستمر و مداوم، تصویب مقررات و بخشنامههای مختلف و اغلب محدودیتآفرین برای فعالیتها، کاهش روزانه ارزش واحد پول ملی و سایر موارد اینچنینی، میتواند از دلایل نقض این جمله باشد.
اما زمانی که نگاهی گذرا به بازار، شیوههای تجارت و سرگذشت شکلگیری بسیاری از کسبوکارها بیندازیم میبینیم موضوع کمی پیچیدهتر است. با اعمال هر محدودیت واردات و یا حتی صادرات یک کالا، بازار سیاه برای آن بهوجود میآید. انحصار، تولید دست صنعتگران را باز میکند و حتی پایین بودن کیفیت تولید هم بازار فروش اقلام دست دوم یا لوازم یدکی را پررونق میکند. افزایش نرخ دلار، دلالی ارز را پرسود میکند و در نهایت مردم به دنبال تبدیل ریال خود به هر چیز ارزشمندتری میگردند.
آن کالای جایگزین میتواند مسکن، خودرو، رمز ارز و یا حتی طلا باشد. در این میان دولت به نیازهای ایجادشده در بین مردم بی توجه است و خود بعضی مواقع دستی در ایجاد برخی کسبوکارها و یا حتی سامانههای مختلف دارد. نمونه بارز این اتفاق را میتوان در بازار طلا و ایجاد طرح سندباکس به عنوان نخستین سکوی هوشمند معاملات فلزات گرانبها توسط وزارت صمت دید.
