همه را از دست داده بود، پدر، مادر، همسر، پدربزرگ، مادربزرگ، عمو، عمه، شوهرعمه و باقی آن دوازده نفری که دلبسته هم بودند. خانواده میرزایی از دههها قبل در آن زمین ریشه داشتند.
به گزارش ایران۲۴، موها، موهای محدثه، همسر و تازه عروسش بود. چهل و پنج دقیقه پیش از باران بمب و موشک که حامد میرزایی خانه را ترک کرد و در را، پشت پلاک ۱۲ بست، همه چیز در ساختمان سر جای خودش بود. خانه فقط کمی حال و هوای خانه تکانی داشت. حامد دم در واحدشان به چشمهای اشکآلود محدثه گفته بود که نگران نباشد، زود به خانه بر میگردد، اما وقتی با صداهای انفجار به سمت خانه برگشت، هیچ چیز نمانده بود.
