وقتی صبحهای زمســتان در شهرهای ایران قدم میزنی، تجربهات شبیه قدم زدن در شهری دود گرفته و خاکستری است؛ شهری که باید بیدار شود، اما زیر لایهای از دود خفهکننده دفن شده؛ مردمی که باید روزشان را آغاز کنند، اما اولین کاری که میکنند چککردن شاخص آلودگی هواست، نه سلامکردن به زندگی.
جوان آنلاین: وقتی صبحهای زمســتان در شهرهای ایران قدم میزنی، تجربهات شبیه قدم زدن در شهری دود گرفته و خاکستری است؛ شهری که باید بیدار شود، اما زیر لایهای از دود خفهکننده دفن شده؛ مردمی که باید روزشان را آغاز کنند، اما اولین کاری که میکنند چککردن شاخص آلودگی هواست، نه سلامکردن به زندگی.
آلودگی هوای همیشگی
این وضعیت نه ناگهانی بوده، نه محصول یک زمستان نامهربان، بلکه نتیجه بیتوجهی به سلامت عمومی بوده است. آلودگی هوا در ایران امروز در میان بحرانهای محیطزیستی جهان جزو شدیدترینهاست. شهرهای بزرگ کشور در بیشتر روزهای سرد سال با هوایی مواجهند که در استانداردهای جهانی در زمره «شرایط اضطراری» طبقهبندی میشود. در چنین شرایطی به آگاهسازی و فرهنگسازی در برخی زمینههای اجتماعی نیاز است، همچنین باید در زمینههای دیگر مثل جنگلسوزیها، حفاظت و حراست از منابع طبیعی کشور، مردم را آگاه کرد. در حال حاضر جنگلهای ایران نیز با سرنوشتی تلخ مواجهند. جنگلهای شمال سالهاست زیر فشار تغییر کاربری، دخلوتصرف انسانی، خشکی اقلیم و ضعفهای مدیریتی به سمت نابودی حرکت کردهاند، اما ضربه نهایی را آتشسوزیها میزنند؛ آتشهایی که بسیاریشان نه «حوادث طبیعی» که محصول مستقیم سهلانگاری، آتشافروزی، نبود نظارت و بیدانشی عموم مردم در راستای حفاظت از منابع طبیعی است.
در این میان نقش فرهنگ و هنر، برخلاف تصور برخی مدیران، یک نقش تزئینی یا شعاری نیست، بلکه نقشی بنیادی در شکلدادن به حساسیت جمعی دارد. جامعهای که خطری را حس نکند، برای مهار آن نیز فشار نخواهد آورد و این دقیقاً همان چیزی است که سینما، ادبیات و هنر میتوانند انجام دهند؛ کاری که هیچ بخش رسمی و هیچ ارزشیابی اداری قادر به انجامش نیست.
