چالش سنتکام در مناطق صعب‌العبور؛ چرا نفوذ به عمق خاک ایران برای جنگنده‌های نسل ۴ و ۵ پرهزینه شد؟

در حالی که دکترین نظامی ایالات متحده بر پایه برتری هوایی مطلق و استفاده از تکنولوژی رادارگریز بنا شده است، حوادث ۲۴ ساعت گذشته در قلب جغرافیای ایران، یک حقیقت تلخ را برای سنتکام آشکار کرد: در نبرد اعماق، «جغرافیا» و «اراده بومی» می‌توانند پیشرفته‌ترین جنگنده‌های نسل ۴ و ۵ را به زانو درآورند.
در حالی که دکترین نظامی ایالات متحده بر پایه برتری هوایی مطلق و استفاده از تکنولوژی رادارگریز بنا شده است، حوادث ۲۴ ساعت گذشته در قلب جغرافیای ایران، یک حقیقت تلخ را برای سنتکام آشکار کرد: در نبرد اعماق، «جغرافیا» و «اراده بومی» می‌توانند پیشرفته‌ترین جنگنده‌های نسل ۴ و ۵ را به زانو درآورند.

چالش سنتکام در مناطق صعب‌العبور؛ چرا نفوذ به عمق خاک ایران برای جنگنده‌های نسل ۴ و ۵ پرهزینه شد؟

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو  ؛ یکی از بزرگترین چالش‌های نیروی هوایی آمریکا، توپوگرافی پیچیده ایران، به‌ویژه رشته‌کوه زاگرس است. در مناطق صعب‌العبور کهگیلویه و بویراحمد، عوارض زمین به عنوان یک «سپر طبیعی» برای پدافند بومی عمل می‌کنند. این جغرافیا باعث می‌شود رادار‌های هوابرد دشمن (AWACS) در شناسایی نقاط کور دچار مشکل شده و جنگنده‌ها مجبور شوند برای شناسایی یا عملیات امداد و نجات (CSAR)، ارتفاع خود را کاهش دهند؛ نقطه‌ای که دقیقاً شکارگاه موشک‌های دوش‌پرتاب و حتی آتش باری متمرکز محلی می‌شود.

آنچه در ۲۴ ساعت اخیر لرزه بر بدنه سنتکام انداخت، تنها موشک‌های میان‌برد نبود، بلکه ترکیب پدافند نقطه‌ای با «دیده‌بانی بصری» توسط جوامع محلی و عشایر بود. وقتی یک جنگنده نسل ۵ مانند F-۳۵ یا یک استرایک ایگل نسل ۴ از لایه‌های راداری عبور می‌کند، همچنان در برابر چشمان مسلح و غیرمسلح ساکنان بومی آسیب‌پذیر است. این «شبکه دیده‌بانی مردمی»، سرعت واکنش پدافند را به شدت افزایش داده و امنیت کریدور‌های نفوذ را به صفر رسانده است.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *