
اقتصاد۲۴- پروژه سد و نیروگاه برقابی «خرسان ۳» که مطالعات آن از سال ۸۳ شروع شده بود، از جمله پروژههای مشمول ارزیابی محیطزیستی بود که در شهرستان لردگان و در محدوده جغرافیایی استان چهارمحالوبختیاری و استان کهگیلویهوبویراحمد واقع شده است. این پروژه از سال ۸۷ تا سال ۹۶ چندینبار در کمیته ماده ۲ ارزیابی اثرات زیستمحیطی سازمان حفاظت محیطزیست کشور مطرح شد، ولی هیچگاه موفق به اخذ مجوز ارزیابی اثرات زیستمحیطی از سازمان محیطزیست نشد. این سد بعد از مدتها که تیتر خبری بود، به حاشیه رفت، اما مجدداً با نامه «جلیل مختار»، نماینده آبادان و خرمشهر، و اقدامات نشان «اپوش» که یک کار جمعی از تشکلها و فعالان در استانهای مختلف است، در مهرماه ۱۴۰۳ بر سر زبانها افتاد؛ اتفاقی که توانست بارقههای امید را در دل مردم روشن کند و حالا در آخرین خبر دبیرخانه نشان اپوش که نقش مهمی در مطالبهگری این سد داشته، طی روزهای اخیر با انتشار نامه و مستنداتی خبر از ابطال مجوز آن داده است. بنابراین، باتوجهبه اضافه شدن سامانه انتقال آب به پروژه سد خرسان و لزوم مطالعات تجمعی و برنامه هفتم توسعه و تغییر در سیمای طرح سد خرسان، بهدلیل اینکه سد ماندگان تغییرات قابلملاحظهای در ابعاد، اهداف و ویژگیهای سد خرسان ۳ ایجاد خواهد کرد، این سد نیازمند ارزیابی مجدد اثرات محیطزیستی و صدور مجوز جدید محیطزیستی است.
اگر روزگاری سدها در سکوت ساخته میشدند، امروزه تبعات و نتایج سدها برای مردم روشن است. مخالفتها نهتنها از فضای فعالان محیطزیست بلکه از جامعه و مردم مبدأ سد و مقصدی که قرار است آب به آنجا رسانده شود، به گوش میآید. بسیاری میدانند هر انتقال آبی یعنی توسعه نامتوازن، گسترش صنایع آلاینده، فرونشست و آلایندگی. سدهایی که به نام شرب ولی به کام هستند، انتقال آب پایانی ندارد؛ چون توسعه آببر تمامی ندارد. نیاز آب قبلی تأمین نشده، اما بارگذاری و توسعه جدید صورت میگیرد. نمونه چنین رویهای را درباره سد خرسان ۳ میبینیم.
این سد بعد از مدتها که تیتر خبری بود، به حاشیه رفت، اما مجدداً با نامه «جلیل مختار»، نماینده آبادان و خرمشهر، و اقدامات نشان اپوش که یک کار جمعی از تشکلها و فعالان در استانهای مختلف است، بر سر زبانها افتاد؛ اتفاقی که توانست بارقههای امید را در دل مردم روشن کند.
