
مردی که 18سال قبل مرتکب قتل شده بود و در همه این مدت با کابوس چوبه دار دست و پنجه نرم میکرد وقتی شنید اولیای دم او را بخشیدهاند از خوشحالی سکته کرد و ساعتی بعد از انتقال به بیمارستان جانش را از دست داد تا پرونده زندگیاش برای همیشه بسته شود.
چون یک نفر به قتل رسیده و قرار بود 2نفر قصاص شوند، اولیای دم برای قصاص هر دو متهم باید تفاضل دیه یک مرد را پرداخت میکردند. در این شرایط بود که آنها تصمیم گرفتند ابتدا داوود پای چوبه دار برود. در حالی که حکم قصاص در دیوان عالی کشور نیز مهر تأیید خورده و مراحل استیذان را نیز طی کرده بود، چندی قبل داوود پای چوبه دار رفت و قصاص شد. اجرای حکم قصاص داوود، کابوسهای شبانه اکبر را دوچندان کرد. او که مجازات همدستش را به چشم دیده بود، حتم داشت که اولیای دم هرطور که شده بهزودی با پرداخت تفاضل دیه او را نیز قصاص خواهند کرد. او تلاشهای زیادی برای جلب رضایت اولیای دم انجام داد اما فایدهای نداشت و آنها برای اجرای حکم قصاص اصرار داشتند اما چون توانایی پرداخت تفاضل دیه را نداشتند اجرای حکم به تعویق افتاد.
