وسعت منطقه عملیاتی بیتالمقدس ۷ به لحاظ عرضی زیاد نبود، بلکه عمق منطقه زیاد بود که باعث میشد تدارکات به خوبی انجام نگیرد. وقتی که هوا روشن شد، گرمای آفتاب خردادماه، یک مشکل بزرگی را برای رزمندهها ایجاد کرد. آن سال خردادماه به لحاظ گرما واقعاٌ سخت و طاقت فرسا بود
جوان آنلاین: عملیات بیتالمقدس ۷ در ۲۳ خردادماه ۱۳۶۷ آخرین عملیات آفندی ایران در دفاع مقدس بود. علت انجام این عملیات، تکهای گسترده دشمن بود که در ماههای آخر جنگ یکی پس از دیگری انجام میگرفتند. در تاریخ جنگ میخوانیم که بعثیها در سه ماهه پایانی دفاع مقدس، پس از سالها از لاک دفاعی خارج شدند و حالت هجومی به خود گرفتند. در این مرحله از جنگ، دشمن ابتدا در ۲۸ فروردین ۶۷، فاو را از ایران پس گرفت و سپس با هجوم به شلمچه، متصرفات ایران در عملیات کربلای ۵ را دوباره ازآن خود کرد. در اینجا بود که فرماندهان نظامی کشورمان تصمیم گرفتند عملیات بیتالمقدس ۷ را طرحریزی و به اجرا بگذارند تا دوباره دشمن را به عقب برانند. در گفتوگویی که با علی محمودی از رزمندگان و راویان جنگ داشتیم؛ مروری به آخرین عملیات آفندی بزرگ کشورمان در دفاع مقدس انداختیم.
اگر میشود برای شروع، یک تحلیل از شرایطی داشته باشیم که باعث شد عملیات بیتالمقدس ۷ درخرداد ۶۷ انجام بگیرد.
در بهار سال ۶۷، روندی که عادت کرده بودیم در جبهه شاهدش باشیم برعکس شده بود. به این معنی که ما از سال ۱۳۶۰ حالت هجومی داشتیم و از شکست حصر آبادان (پنجم مهرماه ۱۳۶۰) تا عملیات والفجر ۱۰ (اسفندماه ۱۳۶۶) طرف حملهکننده ما بودیم و عراق در لاک دفاعی فرو رفته بود. اما به محض اینکه سال ۱۳۶۷ شروع شد؛ ورق برگشت. این بار عراق حمله میکرد و ما دفاع میکردیم. ۲۸ فروردین بعثیها به فاو که منطقه بسیار مهمی برای عراق بود؛ حمله کردند و ۳۶ ساعته آن را پس گرفتند. بعد اعلام شد که به شلمچه حمله خواهند کرد. ایران خط شلمچه را تقویت کرد منتها خط دفاعی ما در چهارم خرداد ۱۳۶۷ شکست و متصرفات ایران در کربلای ۵ هم از دست رفت.
الان در خردادماه قرار داریم و میخواهیم بیشتر روی حوادث این ماه تمرکز کنیم. چه اتفاقهایی در آن روزها میافتاد که خط مهمی، چون شلمچه اینطور سریع شکست؟
بعد از پایان عملیات کربلای ۵ که توان زیادی از دو طرف گرفت؛ اینطور احساس میشد که برخی از فرماندهان نظامی و تعدادی از سیاستمداران که امور جنگ را مدیریت میکردند نسبت به پیروزی قاطع در جنگ ناامید شده بودند. زمزمههایی شنیده میشد که قرار است جنگ تمام شود و این شایعات باعث دلسردی اقشاری میشد که بار اصلی جنگ را به دوش داشتند. از طرف دیگر جنگ در سال هشتم قرار داشت و توان مالی و انسانی کشور تحلیل رفته بود. جبهه ایران تکیه اصلیاش روی نفرات بود. به نوع حملات ما که دقت کنیم؛ میبینیم شبها رزمندگان ما میرفتند و خط دشمن را میگرفتند و روز که میشد مقابل تانکهای دشمن دفاع میکردند. جنگ نفر و تانک یعنی همین! یعنی نفر با هر چه توان داشت مقابل ادوات زرهی دشمن میایستاد و با جانفشانی خط را حفظ میکرد. نقطه قوت ما که همین نیروی انسانی جان برکف بود در اواخر جنگ رو به تحلیل رفت و اعزامها کمتر شد یا حتی در بین برخی از اقشار دلسردی به جود آمد؛ جبهه خودی به نسبت سالهای اول جنگ ضعیفتر شد. در طرف مقابل، عراق بعد کربلای ۵ آنقدر تسلیحات از ابرقدرتها گرفت که به تعداد لشکرهایش افزود.
گزارشهایی هم وجود دارد که در تک دشمن در فاو یا شملچه برتری نفری بعثیها نسبت به رزمندگان بسیار زیاد بود.
بله! همینطور است. در فاو آنها با سپاه گارد ریاست جمهوری که ۹ لشکر زرهی بود؛ حمله کردند. درحالی که ما آنجا شاید یک لشکر نیرو داشتیم. یا در شلمچه برتری عددی دشمن نسبت به رزمندگان چهار به یک بود. یعنی در خط تقویت شده شلمچه نهایتاً ما توانسته بودیم آنقدر نیرو جمع کنیم که تعداد نیروهای ما نسبت به دشمن یک نفر به چهار نفر میشد. عراق نسبت به فاو با نیروهای بیشتری به شلمچه حمله کرده بود. گزارش شده که تعداد یگانهای آنها تا حدود ۱۳ لشکر هم میرسید. (لشکرها را هر کدام ۱۰ هزار نفر در نظر گرفتهام) خب مگر وسعت منطقه شلمچه چقدر است که عراق با توان ۱۳۰ هزارنفر یا بیشتر به آنجا حمله کند؟ در آنجا آبگرفتگیهایی وجود داشت که در فصل گرما و خصوصاً داغی خردادماه، این آبگرفتگیها خشک شده بود و تانکهای دشمن توانستند از منطقه عبور کنند و خودشان را به خط دفاعی ما برسانند. به رغم مقاومت رزمندگان، خط شملچه ظرف چند ساعت شکست و متصرفات کربلای ۵ از دست رفت.
