به گزارش خبرگزاری آنا، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، بار دیگر به نقطهای رسیده که نهتنها در عرصه بینالمللی بلکه در عمق جامعه آمریکایی نیز محل مناقشه جدی شده است. دادههای نظرسنجی اخیر نشان میدهد که این بار، فاصله میان تصمیمگیران و افکار عمومی با سرعتی کمسابقه در حال افزایش است. اگر در گذشته، جنگهای آمریکا زمان میبرد تا به بحران مشروعیت برسند، اکنون تنها چند هفته کافی بوده تا اکثریت جامعه یک اقدام نظامی را زیر سؤال ببرند. این تغییر نشانهای از فرسایش اعتماد در ساختار تصمیمسازی آمریکا است.
در این چارچوب، رقم ۶۱ درصدی مخالفان جنگ بازتاب یک حافظه تاریخی فعال در ذهن جامعه آمریکاست. حافظهای که تجربههای پرهزینهای، چون عراق و ویتنام را به یاد دارد و نسبت به تکرار الگوهای مشابه حساس شده است. نکته کلیدی اینجاست که این سطح از مخالفت، نه در اوج تلفات یا بحران، بلکه در مراحل ابتدایی شکل گرفته است؛ امری که نشان میدهد آستانه تحمل افکار عمومی بهشدت کاهش یافته است.
با این حال، این نارضایتی بهصورت یکنواخت توزیع نشده است. شکاف حزبی، همچون یک گسل فعال، این بحران را پیچیدهتر کرده است. در حالی که بدنه جمهوریخواهان همچنان از تصمیمات نظامی ترامپ حمایت میکند، دموکراتها و بخش قابل توجهی از مستقلها در سوی مقابل ایستادهاند. این دوپارگی، سیاست خارجی را از یک حوزه راهبردی ملی، به میدان رقابتهای داخلی تقلیل داده است.
