فیلم آرامبخش در ظاهر، داستانی درباره مادری پنهان و عشقی پرهزینه است، اما در لایههای عمیقتر، به مسئلهای اجتماعی و پرتنش در جامعه امروز ایران میپردازد
جوان آنلاین: فیلم آرامبخش در ظاهر، داستانی درباره مادری پنهان و عشقی پرهزینه است، اما در لایههای عمیقتر، به مسئلهای اجتماعی و پرتنش در جامعه امروز ایران میپردازد: مردسالاری، قضاوت خانوادگی، خودخواهی و مرز باریک میان قانون، اخلاق و احساس. فیلم با محوریت شخصیتی به نام «آرام»، زن ۴۰سالهای که دو سال است دور از چشم خانوادهاش دختربچهای به نام ارغوان را بزرگ میکند، وارد جهانی میشود که هم بالقوه دراماتیک است و هم بهشدت مستعد لغزش روایی.
کارگردان در نیمساعت ابتدایی فیلم، آگاهانه اطلاعات را از مخاطب پنهان میکند و با ایجاد گرههای ذهنی پیاپی، نوعی تعلیق روایی میسازد. تماشاگر مدام حدس میزند که نوع روابط کاراکترها با هم چگونه است. این انتخاب، در سطح ایده جذاب است و میتواند به تعمیق درام کمک کند، اما تأخیر بیش از حد در شفافسازی، خطر سردرگمی و گسست احساسی مخاطب را به همراه دارد.
نقطه عطف اصلی فیلم جایی رخ میدهد که مردی که به آرام علاقهمند است، از او خواستگاری میکند و پس از شنیدن پاسخ منفی، به سراغ والدین دختر میرود. در آن جلسه ناگهان اعلام میکند مشکلی با داشتن فرزند توسط آرام ندارد؛ در حالی که این موضوع برای دو سال از همه پنهان مانده بود. این جمله، که میتوانست نشانهای از پذیرش و بلوغ عاطفی باشد، بهطور متناقضی به فاجعه منجر میشود. خانواده آرام، به جای گفتوگو، به خشونت متوسل میشوند؛ به خانه او هجوم میبرند، ارغوان را میدزدند و کودک را به بهزیستی تحویل میدهند. این بخش از فیلم، تصویری عریان از کنترل خانوادگی و مالکیت پدرسالارانه بر زندگی زن ارائه میدهد؛ جایی که تصمیم فردی زن نهتنها به رسمیت شناخته نمیشود، بلکه مستوجب مجازات تلقی میشود.
پس از این اتفاق، فیلم وارد فاز پرتنشتری میشود که تمرکز آن بر فروپاشی روانی آرام است. بالا و پایینشدنهای روحی شخصیت بهشدت زیاد است؛ از امید و تلاش برای پسگرفتن کودک، تا استیصال مطلق و اقدام به خودکشی. مشکل اصلی اینجاست که این نوسانات، بهجای آنکه تدریجی و برآمده از تحول درونی باشند، اغلب ناگهانی و بدون زمینهسازی کافی رخ میدهند. تصمیم آرام برای خودکشی و سپس منصرفشدن سریع پس از مصرف قرصها، بیشتر شبیه واکنشی شتابزده است تا نتیجه یک مسیر روانشناختی دقیق.
