روایتی از شجاعت مادربزرگ در برخورد با ساواکی‌ها هنگام دستگیری حضرت آقا

آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای، درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به روایت خاطره ای پرداخت.
آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای، درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به روایت خاطره ای پرداخت.

روایتی از شجاعت مادربزرگ در برخورد با ساواکی‌ها هنگام دستگیری حضرت آقا

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای، درباره‌ی پدر خود، حضرت آیت‌الله العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه گفت:  در یکی دیگر از دستگیری‌های آقا، که ما در منزل مرحوم پدربزرگمان حضور داشتیم، صحنه‌ای روی داد که نشان‌دهنده‌ی شجاعت مادربزرگ ما بود.

آن روز مرحوم آقا در منزل مهمان داشتند و من و پدر نیز آنجا بودیم. اتاقی در منزل پدربزرگ بود، معروف به «اتاق‌بزرگه» که مهمانی‌ها آنجا بود. مهمان‌ها داخل اتاق بودند که ناگهان درِ حیاطی را که در آن حوض هست، زدند و گویا مادربزرگ من متوجّه شدند که ساواکی‌ها هستند.

آن ساواکی معروف، غضنفری نیز آمده بود و من خودم او را دیدم. به من گفتند برو بابایت را صدا کن، من هم رفتم پدرم را صدا کردم و ایشان از اتاق بیرون آمدند. در این اثنا که هنوز در باز نشده بود، یکی از ساواکی‌ها از درِ دیگر وارد خانه شده بود و من دیدم که یک نفر از دالانِ فی‌مابینِ دو حیاط بیرون آمد.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *