به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در تقاطع تحولات خاورمیانه و بازآرایی ساختار قدرت، تقابل جاری ایران و ایالات متحده فراتر از یک بحران منطقهای، به مثابه نقطه عطفی در معماری راهبردی نظم جهانی است. رویکرد چین نسبت به این جنگ، دیگر صرفاً در چارچوب «تعادل محتاطانه» یا «پرهیز از مداخله» قابل خوانش نیست؛ بلکه در دل خود، محاسبهای کلانتر را بازتاب میدهد: چگونه تداوم و پیروزی ایران میتواند به کاتالیزوری عملی برای تحقق نظم چندقطبی مورد نظر چین بدل شود و این همراستایی منافع، چه تحولی در جایگاه و اولویتهای تهران در دکترین بلندمدت پکن پدید میآورد.
با این حال، این همراستایی راهبردی به معنای حمایت بیقیدوشرط پکن از تهران نیست. چین با تکیه بر دکترین «فعالبودن در چارچوب کنترل»، منافع ملی، مدیریت ریسک و پرهیز از درگیری مستقیم را اولویت میدهد و انتظار دریافت پشتیبانی همهجانبه یا مداخله نظامی از سوی چین، خوانشی نادرست از واقعیتهای استراتژیک پکن است. در نهایت، رویکرد چین در قبال جنگ اخیر ایران، نه بر اساس تعهدات ایدئولوژیک، بلکه بر اساس محاسبهای دقیق از نقش ایران به عنوان کاتالیزور نظم چندقطبی، بازدارنده هژمونی آمریکا و شریک راهبردی در معماری آینده جهان شکل میگیرد.
تداوم ایران، برای پکن نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیک است؛ اما این ضرورت، در چارچوب منافع ملی، دیپلماسی چندلایه و اولویتبندی بلندمدت دکترین خارجی چین تعریف میشود.
