به گزارش خبرنگار مهر؛ در این فضا، آنچه سرنوشت میدان را رقم میزند نه صرفاً تعداد نیرو یا حجم آتش، بلکه میزان تسلط بر جریان اطلاعات، پایداری ارتباطات و توان اختلال در سامانههای ادراکی دشمن است. جنگ الکترونیک در چنین چارچوبی نه بهعنوان یک قابلیت پشتیبان یا مکمل بلکه بهمثابه ستون فقرات برتری عملیاتی در نبردهای مدرن عمل میکند و مستقیماً بر کارآمدی فرماندهی، کنترل، شناسایی و تصمیمسازی اثر میگذارد.
در میدان نبرد الکترومغناطیسی، پیروزی الزاماً با اشغال زمین یا انهدام فیزیکی تجهیزات محقق نمیشود، بلکه از مسیر تضعیف توان درک موقعیت، ایجاد گسست در زنجیره ارتباطی و تحمیل خطا در فرایند تصمیمگیری طرف مقابل بهدست میآید. هنگامی که یک بازیگر بتواند ارتباطات را مختل و سامانههای ناوبری را دچار خطا کند، عملاً ابتکار عمل را بدون درگیری مستقیم به دست میگیرد. از این منظر، جنگ الکترونیک به ابزاری برای تغییر موازنه قدرت پیش از آغاز درگیری سخت و حتی در برخی موارد به سازوکاری برای تحمیل بازدارندگی و جلوگیری از تشدید مخاصمه تبدیل شده است.
