
اقتصاد۲۴- بیتا محسنی – در کشاکشِ سالهای تحریم و تنگنای اقتصادی، جریانِ یکطرفه توجیهات دولتی به گوشهای ثابت از گفتمان عمومی تبدیل شده است: «تحریمها»، «کمبود منابع»، و «بودجه انقباضی»! اما پشت این شعارهای تکراری، واقعیتی تلختر نهفته است؛ سهمخواریِ نهادهایی که نه تنها پاسخگوی مطالبات مردم نیستند، بلکه خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شدهاند. در این میان، سازمان صداوسیما به نمادی از این پارادوکس حکمرانی بدل شده است؛ نهادی که با وجود ریزشِ تاریخیِ مخاطب، هر سال سهم بیشتری از سفره عمومی را میبلعد.
در این میان، پرسش اساسی اینجاست که چرا در شرایطی که فشار معیشتی به نقطه اوج خود رسیده، تخصیص ۳۵،۰۰۰ میلیارد تومان از منابع عمومی به سازمانی با کمترین پذیرش اجتماعی در دستورکار قرار میگیرد؟
این رقم کلان که معادل مجموع اعتبارات وزارتخانههای نفت، دادگستری، امور خارجه و میراث فرهنگی است و با بودجه وزارت جهاد کشاورزی برابری میکند، در شرایطی به تصویب میرسد که دولت از افزایش یارانهها ناتوان است و بر فشار مالیاتی شهروندان میافزاید. دولتی که عالیترین مقام آن در اولین سال کرسینشینیاش در پاستور، پشت پا به تمام وعدههای «ما میتوانیم» خود زده و اعلام میکند در پرداخت حقوق بازنشستگان، گندمکاران، پرسنل دولتی و … ناتوان است!
به گزارش اقتصاد۲۴، بودجه ۳۵ هزار میلیارد تومانی سال ۱۴۰۴ برای سازمانی که نظرسنجیهای مستقل، مخاطبانش را کمتر از ۱۲ درصد جامعه میدانند، تنها یک عدد نیست. این رقم، معادلی است برای مجموع بودجه چهار وزارتخانه حیاتیِ نفت، دادگستری، امور خارجه و میراث فرهنگی. اینجا دیگر بحث بر سر اولویتگذاری نیست، بلکه مسئله «جایگزینی ایدئولوژی به جای کارآمدی» است. چگونه میتوان پذیرفت که در شرایطی که وزارت نفت برای حفظ زیرساختهای انرژی کشور دست به گریبان است، بودجه یک رسانه کممخاطب از کل اعتبارات این وزارتخانه پیشی بگیرد؟
این افزایش بودجه نه با منطق اقتصادی، بلکه با معیارهای لابیگریِ درونساختی همخوانی دارد. این روند، تصویری از یک «دولت موازی» را ترسیم میکند که خارج از چارچوب نظارتیِ معمول عمل میکند. بودجه این سازمان اکنون از کل هزینههای جاریِ آموزش عالی کشور نیز فراتر رفته است.
گویی تربیت نیروی متخصص و تولید علم، در اولویتی پایینتر از تولید برنامههای کمبیننده قرار دارد. سازمانی که علاوه بر بودجه اختصاصیافته از سوی دولت، حدود ۸ هزار میلیارد تومان نیز به عنوان درآمد پیشبینی کرده که مجموع اعتبارات این سازمان را به حدود ۴۳ هزار میلیارد تومان میرساند.
به گزارش اقتصاد، ادعای «جنگ رسانهای» اما، بهانه همیشگی برای این افزایشهاست، اما آمارها از شکست این استراتژی حکایت دارد. شبکه نمایش خانگی با هزینهای به مراتب کمتر، نه تنها سهم بیشتری از بازار را در اختیار دارد، بلکه به بستری برای اشتغال هزاران نیروی جوان تبدیل شده است. در مقابل، صداوسیما با ۵۰ هزار نیروی رسمی، حتی نتوانسته جایگاه خود را به عنوان مرجع خبریِ غالب حفظ کند. این تناقض، پرسش بنیادین را پیش میکشد: آیا این سازمان دیگر نه یک رسانه، که نهادی صرفاً سیاسی امنیتی است؟
