با شروع عملیات والفجر ۵ شهید چیتسازیان یک راهکاری باز میکند و گردان شهید سلگی را به عقبه دشمن هدایت میکند. این گردان از پشت سر به دشمن حمله میکند و بدون حتی یک تلفات، مواضع دشمن را به تصرف درمیآورد. بعثیها در این عملیات طوری غافلگیر شده بودند که در ابتدای حمله فکر میکردند نیروهای خودشان به سمتشان تیراندازی میکنند!
جوان آنلاین: در یکی از دیدارهای مردمی با مقام معظم رهبری، وقتی که یکی از مداحان حاضر در جلسه جمله «اگر میخواهی از سیم خاردار دشمن رد بشوی باید از سیم خاردار نفست عبور کنی» را به رهبری منصوب و ایشان تصحیح میکنند: «این حرف من نیست. حرف یک رزمنده همدانی است، چنانچه میخواهی از سیم خاردار عبور کنی، اول باید از سیم خاردار نفست عبور کنی.» این رزمنده همدانی کسی نیست جز سردار شهیدعلی چیتسازیان فرمانده اطلاعات – عملیات لشکر ۳۲ انصارالحسین (ع) همدان که ۴ آذر ۱۳۶۶ در منطقه ماووت عراق به شهادت رسید. علی چیتسازیان متولد ۱۳۳۹ در همدان بود. او به عنوان یک نیروی اطلاعاتی، سالها از میادین مین و سیم خاردارهای دشمن عبور کرد و همانطور که خود گفته بود، پیش از هر عملیاتی ابتدا از سیم خاردار نفسش عبور میکرد. در گفتگو با سردار رضا میرزایی از همرزمان شهید چیتسازیان، گذری به زندگی جهادی این سردار رشید جبههها انداختیم.
شناخت شما از شهید چیتسازیان به چه زمانی برمیگردد؟
من در بحبوحه انقلاب با علی چیتسازیان آشنا شدم. آن زمان همدان جمعیت زیادی نداشت و افراد شاخص انقلابی زود به چشم میآمدند. شهید چیتسازیان در زمان انقلاب نوجوان بود. در راهاندازی تظاهرات خصوصاً راهپیماییهای دانشآموزی بسیار فعال بود و همینطور در نشر، پخش نوارها و اعلامیههای حضرت امام فعالیت میکرد. از همان زمان بین بچههای انقلابی همدان، ایشان یک چهره شاخصی بود. با زیرکی و هوش سرشاری که داشت، سعی میکرد ردی از خودش برجای نگذارد و از گزند مأموران در امان بماند. این آشنایی از همانجا رقم خورد و تا بعد از انقلاب و ورود به جبهههای جنگ ادامه داشت.
چطور شد که ایشان به عنوان یک نیروی اطلاعاتی شناخته شدند؟
بعد از پیروزی انقلاب، مدتی شهید چیتسازیان به عنوان بسیجی به کردستان اعزام شد. در خود همدان هم مبارزه بیامانی با ضدانقلاب داشت. اوایل انقلاب گروهکها عمده فعالیتهایشان در خیابان بوعلی همدان بود. یک دوستی داشتیم به نام آقای شریفی (اگر اشتباه نکنم) از بچههای حزباللهی بود و در خیابان بوعلی دکه داشت. شهید چیتسازیان زیاد به آنجا میرفت و با ضدانقلاب درگیر میشد. جمعشان را از هم میپاشید و در کنار مبارزه با آنها با زبان نرم هم سعی میکرد جوانهایی که فریب منافقین را خورده بودند، سر راه بیاورد؛ اتفاقاً بسیاری از همین جوانها را اهل کرد. همه این مسائل باعث شد که فرماندهان به تواناییهای شهید چیتسازیان پی ببرند؛ بنابراین مدتی ایشان در پادگان قدس، مربی آموزشی شده بود. با شروع جنگ، ایشان در چند عملیات بسیار خوش درخشید. زمانی که قرار شد تیپ ۳۲ انصارالحسین (ع) به فرماندهی شهید همدانی تشکیل بشود، همه ما به اتفاق گفتیم بهترین گزینه برای فرماندهی معاونت اطلاعات – عملیات تیپ کسی نیست جز علی چیتسازیان، چراکه واحد اطلاعات نیاز به یک فرد توانمند و در عین حال باهوش و شجاع داشت که چیتسازیان همه این خصوصیات را دارا بود.
قبل از تشکیل تیپ ۳۲، رزمندگان همدانی در قالب چه یگانی به جبهه میرفتند؟
اوایل شروع دفاعمقدس، چون هنوز در استان تیپ تشکیل نشده بود، ما دو گردان تشکیل دادیم و به جبههها فرستادیم. مثلاً در عملیات مسلمبنعقیل این دو گردان در ذیل تیپ ۲۷ محمدرسول الله (ص) به عملیات مسلمبن عقیل ورود کردند. در این عملیات شهید چیتسازیان عملکرد فوق العادهای داشت. ایشان آن زمان فرمانده یکی از گروهانها را برعهده داشت. در عملیات مسلمبنعقیل، رزمندگان توانستند ارتفاعات مشرف به شهر مندلی عراق را تصرف کنند و سپس از سراشیبی به سمت این شهر بروند. در آنجا شهید چیتسازیان تصاویر حضرت امام را روی دیوارهای شهر میچسباند، اما روز بعد که پاتک دشمن شروع میشود، نیروهای خودی مجبور میشوند به ارتفاعات عقبنشینی کنند. در این حین پیکر حدود ۹۰ نفر از رزمندگان که از سراسر کشور بودند، در منطقه جا میمانند و این پیکرها تا سالیان درازی مفقود بودند، اما عملکرد شهید چیتسازیان در اینجا خودش را نشان میدهد. ایشان توانسته بود به همراه نیروهایش حدود ۱۴۰ نفر از بعثیها را به اسارت دربیاورد. وقتی که پاتک سنگین عراقیها شروع میشود، شهید چیتسازیان مسئولیت حمل و بازگرداندن تعدادی از مجروحین را برعهده اسرا میگذارد، به این ترتیب از شهادت و جا ماندن تعداد قابل توجهی از نیروهای خودی جلوگیری میکند.
