به گزارش خبرنگار سرویس جامعه خبرگزاری آنا، آنچه امروز در ادبیات اداری نظام سلامت با عنوان خشک «قطع رابطه مالی پزشک و بیمار» شنیده میشود، در واقع فریادی است که از اعماق یک ساختار آسیبدیده برآمده است. نظام سلامت ما سالهاست که از پارادایم خدمتمحوری به سمت کالامحوری حرکت کرده است. وقتی رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی با صراحتی تکاندهنده اعلام میکند که مردم دیگر توان پرداخت تعرفههای کنونی را ندارند، در حقیقت در حال توصیف وضعیتی است که در آن حق حیات منوط به قدرت خرید شده است. این یک اختلال ساختاری مزمن است که نه تنها سلامت جسمی جامعه، بلکه شأن و منزلت حرفه پزشکی را نیز در مسلخ نوسانات اقتصادی قربانی میکند. رابطه میان پزشک و بیمار، در ذات خود یک پیمان انسانی و اخلاقی است؛ اما وقتی نقدینگی و تورم به میان میآید، این پیمان به یک معامله نابرابر تبدیل میشود که در آن بیمار، ضعیفترین حلقه زنجیره است.
تله تورم و فرسایش اخلاق حرفهای
باید با صراحت لهجه پرسید: در کجای جهان، بیماری که با درد و اضطراب مرگ وارد یک مرکز درمانی میشود، باید در همان لحظه اول با ماشینحساب هزینهها روبهرو شود؟ واقعیت تلخ این است که تورم افسارگسیخته، مطبها را به بنگاههای اقتصادی تبدیل کرده است که برای بقای خود، ناچار به فشار بر جیب بیمار هستند. پزشک نیز در این میانه، قربانی نظامی است که هزینههای سربار، از اجاره مطب تا تجهیزات وارداتی و مالیاتهای سنگین را بر او تحمیل کرده، اما منابع حمایتی را دریغ نموده است.
