آغاز تباهی در مسیر دبیرستان با نگاه‌های محبت آمیز جوانی «امید»

پدرم همواره مرا نصیحت می‌کرد که فریب چرب زبانی‌های دیگران و تعریف و تمجید‌های بی اساس را نخورم؛ اما هیچ وقت نگفت که درآغاز دوران بلوغ قراردارم و احتمال می‌رود درگیر عشق‌های هیجانی شوم که پایانی تلخ دارد و...

آغاز تباهی در مسیر دبیرستان با نگاه‌های محبت آمیز جوانی «امید»

پدرم همواره مرا نصیحت می‌کرد که فریب چرب زبانی‌های دیگران و تعریف و تمجید‌های بی اساس را نخورم؛ اما هیچ وقت نگفت که درآغاز دوران بلوغ قراردارم و احتمال می‌رود درگیر عشق‌های هیجانی شوم که پایانی تلخ دارد و…

به گزارش مجله خبری نگار، دختر ۱۷ ساله که در پی شکست عشقی، دچار تالمات روحی و روانی شده بود، با بیان این که می‌خواهم دوباره به زندگی واقعی‎ام برگردم و برای وجود خودم ارزش قائل شوم، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: در خانواده‌ای سنتی به دنیا آمدم. پدرم از طبقه متوسط جامعه بود و از نظر مالی نیز در رفاه زندگی می‌کردیم. پدرم همواره تلاش می‌کرد تا نحوه درست زیستن را به من بیاموزد. او می‌گفت از کسانی که قصد دارند به تو ضربه بزنند و یا به داشته هایت حسادت می‌ورزند، باید دوری کنی! اگرچه نصیحت‌های پدرم را آن روز‌ها خوب نمی‌فهمیدم، اما بازهم تلاش می‌کردم تا با هرکسی وارد رابطه دوستی نشوم!

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *