روزی که قرار بود دعای کمیل برگزار شود، یکی از بچههای آسایشگاه خودمان را فرستادیم به آسایشگاه کناری و برادری را که مداحی میکرد آوردیم به آسایشگاه خودمان. عراقیها معمولاً در آمارگیریهای روزانه صرفاً به تعداد نگاه میکردند. با کلکی که سوار کردیم، یک نفر از ما به آسایشگاه کناری رفت و برادر مداح به جای او به آسایشگاه ما آمد
جوان آنلاین: جانباز رمضانعلی کاووسی از رزمندگان جنگ تحمیلی و از نویسندگان و محققان حوزه دفاع مقدس است. وی که نویسنده کتاب «سهم من از عاشقی» است، در طنزنویسی نیز دستی بر آتش دارد و کتاب طنز «موقعیت ننه» را در باره جنگ تحمیلی و خاطرات رزمندگان به رشته تحریر درآورده است. بر این اساس وی در جمع آوری خاطرات روزهای حماسه و ایثار بسیار فعال است. متن پیشرو خاطره یکی از آزادگان است که سالها در اردوگاه موصل اسیر دست بعثیها بود. کاووسی در گفتوگو با ما این خاطره را روایت کرده است.
موصل ۳
یکی از آزادگان که سالها در اردوگاه موصل ۳ حضور داشت خاطره طنزی را از روزهای سخت اسارت تعریف میکرد. ایشان میگفت: ما در اردوگاه شرایط سختی داشتیم. هرچند موصل ۳ جزو اردوگاههایی بود که نام اسرایش در لیست صلیب سرخ قرار داشت، ولی به هرحال بعثیها سختگیریهای خودشان را داشتند و قوانینی وضع کرده بودند که باعث میشد اسرا برای هر کار یا اقدامی که میخواستند انجام دهند تحت فشار باشند. مثلاً ما نمیتوانستیم مراسم مذهبی را آزادانه انجام دهیم. اگر این مراسم لو میرفت، تنبیه میشدیم. یک جو بسیار معنوی بین بچهها وجود داشت و در خفقان اسارت احساس میکردیم نیاز روحی شدیدی به برگزاری زیارت عاشورا، دعای توسل، دعای کمیل یا برگزاری دیگر مراسم و ادعیه داریم. این مراسم میتوانست روی روحیه بچهها تأثیر بگذارد. اما باید بسیار محتاطانه برگزار میشدند.
دعای کمیل
