او شیفته کتاب بود

رهبرشهید انقلاب: «من اخیراً یک کتابی دیدم که یکی از همین نویسندگان خودمان (مهدی میرکیایی) نوشته، به نام سرگذشت استعمار؛ ۱۵-۱۶ جلد کتاب ۱۵۰ صفحه‌ای، ۱۲۰ صفحه‌ای است؛ تشریح می‌کند که استعمار چگونه در قاره امریکا و در قاره آسیا توانست ثروت‌های اینها را از بین ببرد و خودش را ثروتمند کند. کشور انگلیس ثروتمند نبود، فرانسه ثروتمند نبود، کشور‌های اروپایی ثروتمند نبودند؛ اینها ثروت کشور‌های دیگر را گرفتند.»

رهبرشهید انقلاب: «من اخیراً یک کتابی دیدم که یکی از همین نویسندگان خودمان (مهدی میرکیایی) نوشته، به نام سرگذشت استعمار؛ ۱۵-۱۶ جلد کتاب ۱۵۰ صفحه‌ای، ۱۲۰ صفحه‌ای است؛ تشریح می‌کند که استعمار چگونه در قاره امریکا و در قاره آسیا توانست ثروت‌های اینها را از بین ببرد و خودش را ثروتمند کند. کشور انگلیس ثروتمند نبود، فرانسه ثروتمند نبود، کشور‌های اروپایی ثروتمند نبودند؛ اینها ثروت کشور‌های دیگر را گرفتند.»

جوان آنلاین: احتمالاً آخرین باری که کتاب خواندیم را یادمان نباشد، یک ماه پیش، شاید هم در هفته گذشته! اگر خیلی به فکر خودمان باشیم، احتمالاً در روز گذشته. شاید عجیب به نظر برسد که دومین رهبر ایران، با آن میزان دغدغه و مسئولیت، گفته است که من چند برابر جوان‌ها کتاب می‌خوانم! او از همه ما وقتش را بیشتر دوست داشت و برای همین به نقل خودشان، یک کتاب چندجلدی را در اتوبوس و در مسیر رفت‌وآمد تمام کرد. حتماً او بیشتر از جوان‌ها مشغله داشت، حتماً او از ما خسته‌تر بود. پس چه اکسیری در کتاب دید که تا این حد برای موضوع کتابخوانی دغدغه داشت و این دغدغه‌اش را بار‌ها و هر بار با ادبیات مختلف و گاهی با زبان شکایت بیان کرده است؟

پاسخ را در صحبت‌های شخص ایشان جست‌و‌جو کردم؛ رسیدم به جایی که ایشان کتابخوانی را میان‌برترین راه برای رسیدن به سلامت فکری و در نهایت کمال بشر معرفی می‌کند. چراکه ذهن تنبل و راکد، آن ذهنی نیست که بتواند جریان‌ساز باشد، بتواند فرهنگ بسازد و تمدن حفظ کند.  او نه فقط به لفظ مشوق جامعه برای تقویت مسیر کتابخوانی بود، بلکه در عمل نیز با بازدید‌های سالانه و چند ساعته از نمایشگاه کتاب و تقریظ‌هایشان بر کتب مختلف از دغدغه‌شان سخن می‌گفتند. در ادامه، به چند اثری که از سوی رهبر انقلاب تقریظ شده‌اند را بررسی می‌کنیم.

۱. پاییز آمد | گلستان جعفریان | انتشارات سوره مهر

شهدا را همیشه کلیشه‌ای معرفی کرده‌اند و هر وقت حرف از خاطرات زندگی آنها می‌شود، توقع می‌رود یک موجود خیالی، دست‌نیافتنی و از آسمان آمده معرفی شود که انگار هیچ‌وقت زندگی عادی و روزمره نداشته است؛ برای همین تصور جامعه از شهید یک شخص معصوم عاری از هر گناه و اشتباه است، در حالی که چنین نیست و شهدا هم مثل سایر آدم‌های شهر زندگی عادی داشته و در روزمرگی کاملاً معمولی به سر می‌بردند، شاید خیلی‌هایشان حتی اهل نماز شب یا مستحبات نبودند و در همین کوچه و بازار زندگی می‌کردند، آرزو‌هایی داشته و اشخاصی بریده از دنیا و مادیات نبوده‌اند. در کتاب «پاییز آمد» به زندگی خصوصی خانم موسوی و شهید یوسفی، آشنایی و عشق آنها پرداخته می‌شود، اتفاقی که در کتاب‌های مشابه کمتر رخ می‌دهد. 

متن تقریظ رهبرشهید انقلاب اسلامی بر این کتاب به شرح زیر است:
«بسمه‌تعالی
عشقی آتشین، عزمی پولادین و ایمانی راستین چهره‌نگار زندگی این دو جوان است که با نگارشی زیبا و رسا در این کتاب تصویر شده است. این نیز از همان روایات صادقانه است که شنیدن و خواندن آن امثال این حقیر را خجالت‌زده می‌کند و فاصله نجومی‌شان با این مجاهدان واقعی را آشکار می‌سازد.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *