عراق همیشه فکر میکرد اگر ایران بخواهد خرمشهر را آزاد کند، ناچار است از روی جاده اهواز- خرمشهر بیاید. چون راه دیگری برای عبور ادوات سنگین ایران وجود نداشت، اما طرح ابتکاری شهید باقری و دیگر فرماندهان اینطور شروع عملیات را رقم زد که ما آمدیم از رودخانه کارون پلهای شناوری زدیم و از میانه راه، نیروها خودمان را به جاده خرمشهر رساندیم
جوان آنلاین: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ رزمندگان کشورمان تک بزرگ خود را به جهت بازپسگیری خرمشهر آغاز کردند. بخش بزرگی از وطن در دست دشمن باقی مانده بود و ایران یک ماه پس از عملیات فتحالمبین عزم خود را جزم کرده بود تا خرمشهر را آزاد سازد. عملیات الیبیتالمقدس یک نقطه عطف در جنگ تحمیلی بود. آن همه شور و شوق برای آزادی خاک میهن اسلامی از رموز اصلی فتحی بود که در خرمشهر به دست آمد و پیش از آن نیز ایران هشت ماه طوفانی را رقم زده بود و فتوحات یکی پس از دیگری به دست میآمدند. در گفتوگو با مهدی محمودی از راویان دفاعمقدس، نگاهی به وقایع آن روزهای جبهههای جنگ تحمیلی انداختیم که به روایت وی میخوانیم.
۸ ماه شگفت انگیز
هشت سال دفاعمقدس قاعدتاً مراحل و مقاطع مختلفی در خود داشت، اما یک بخش بسیار زرین در این برهه وجود دارد که تقریباً هشت ماه ادامه داشته است. این هشت ماه از زمان شکست حصر آبادان شروع شد و تا فتح خرمشهر ادامه یافت. آن روزها یک شوری در بین مردم و رزمندگان موج میزد که از مردمی شدن جنگ نشئت میگرفت. وقتی که جنگ شروع شد، گروههای مردمی داوطلب رفتن به مناطق جنگی بودند، اما هنوز فرماندهی جنگ برعهده بنیصدر و تیم او قرار داشت. اینجا قصد نداریم روی شخص بنیصدر تمرکز کنیم. منتها نکتهای که وجود دارد، این است که او نماینده یک جریان بود؛ جریانی که نگاه کلاسیک به جنگ داشت و از مردمیشدن آن جلوگیری میکرد.
عبرتهای تاریخ
در نوع طرز فکر بنیصدر و تیمی که او را همراهی میکردند، نیروهای مردمی نه تنها کمک کننده نبودند که به جهت نداشتن آشنایی با امور نظامی وبالگردن ارتش محسوب میشدند، اما این طرز فکر یک مشکل اساسی داشت. در طول تاریخ ایران هر وقت مردم مقابل متجاوز ایستادند، او را شکست دادند، ولی وقتی مردم خودشان را کنار کشیدند، کاری از دست حکومت وقت برنمیآمد. یک نمونه واضح آن شکست ایران از متفقین بود. آن هم فقط طی یکی، دو روز ارتش ایران از هم پاشید و تهران فتح شد. ادعا نمیکنیم که ایران با امکانات و تسلیحات آن زمان میتوانست مقابل ابرقدرتهای وقت یعنی شوروی، انگلیس و امریکا بایستد، ولی اینکه ظرف دو روز ارتش ایران از هم بپاشد و ارتش سرخ و ارتش انگلیس چند روزه کل ایران را بگیرند و حوالی قزوین به یک دیگر برسند، خب این نشان میدهد که مردم پشت رژیم رضاخان نبودند.
