
اقتصاد۲۴- اما در این بازگشت، همه چیز به تصمیم حاکمیتی ختم نمیشود. آنچه تعیین خواهد کرد که آیا این بازگشایی به احیای تدریجی بازار میانجامد یا به سرعت به سقوطی دیگر منجر میشود، نحوه رفتار سه ضلع اصلی بازار است: سهامدار، بازارگردان و دولت.
سهامداران در خط مقدم این بازگشت قرار دارند. بخش زیادی از فعالان خرد بازار که با خاطره سالهای پرفرازونشیب ۱۳۹۹ و پس از آن، به هر شوکی از جنس امنیتی یا سیاسی با ترس واکنش نشان میدهند، حالا در آستانه تصمیمی قرار دارند که تبعات آن میتواند چندماهه باشد. اگر سهامدار رفتار احساسی در پیش گیرد و با مشاهده اولین صفهای فروش – حتی با وجود دامنه محدود – اقدام به فروش شتاب زده کند، این فضا میتواند بهسرعت از یک نوسان طبیعی به بحرانی دومینووار بدل شود. بازار امروز بیش از همیشه نیازمند تصمیمهای مبتنی بر تحلیل است، اما واقعیت آن است که در سالهای اخیر بسیاری از فعالان تازه وارد فرصت نیافتهاند آموزشهای مالی لازم را ببینند یا رفتار حرفهای را تمرین کنند. برای همین، نقش دیگر اضلاع بازار در این بازگشت از همیشه پررنگتر است.
در این میان، بازارگردانها مهمترین عامل تعدیل فضا خواهند بود. بازارگردانی اگرچه در ادبیات رسمی بازار سرمایه همواره جایگاهی کلیدی داشته، اما در عمل، کارنامه آن در سالهای گذشته همواره با تردید و گاه با انتقاد همراه بوده است. اکنون، اما این نهادها در موقعیتی بی سابقه قرار دارند. انتظار عمومی این است که بازارگردانها از همان لحظات ابتدایی معاملات شنبه، با حضور فعال در سمت تقاضا، به نقدشوندگی بازار معنا بخشند. غیبت یا انفعال این نهادها، به ویژه در نمادهای شاخص ساز، تنها یک پیام دارد: بازار رها شده است و هیچ کس مسوولیت نمیپذیرد. چنین برداشتی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، میتواند بلافاصله منجر به بی اعتمادی مضاعف شود. از سوی دیگر، بازارگردانها نیز حق دارند انتظار حمایت و هماهنگی بیشتری از سوی نهاد ناظر داشته باشند. در شرایطی که دامنه نوسان محدود شده، منابع این نهادها نیز نمیتواند به طور نامحدود صرف جذب شوکهای روانی بازار شود. حمایت از بازار، به ویژه در روزهای نخست بازگشایی، باید نه فقط از طریق بازارگردانی، بلکه با ابزارهایی مانند ورود صندوق تثبیت، خریدهای هدفمند توسط صندوقهای دولتی و انتشار پیامهای اطمینان بخش از سوی مقامات مسوول صورت گیرد.
