
اقتصاد ۲۴- نوژن اعتضادالسلطنه – شاید بتوان ریشه تیرگی روابط میان ایران و جمهوری آذربایجان را از زمان به قدرت رسیدن “جبهه خلق” به رهبری “ابوالفضل ایلچی بیگ” ردیابی کرد. او پس از به قدرت رسیدن در سال ۱۹۹۳ میلادی روابط باکو با ایران و روسیه را کاهش داد و جمهوری آذربایجان را به غرب و ترکیه نزدیک کرد و این مولفه به سیاست خارجی جمهوری آذربایجان تبدیل شد و پس از آن نیز تغییر چندانی در آن ایجاد نشد. نزدیک باکو به اسرائیل نیز در راستای افزایش همکاریهای جمهوری آذربایجان با کشورهای غربی و نزدیک به اردوگاه غرب بود.
در طول بیش از سه دهه اخیر، روابط تهران و باکو پر فراز و نشیب بوده است. از بهبود روابط میان دو کشور با روی کار آمدن “حیدر علی اف” و مشارکت ایران در کنسرسیوم نفت در سال ۱۹۹۵ میلادی گرفته تا پس از آن نزدیکی بیشتر جمهوری آذربایجان به غرب و ناتو و بهبود روابط با اسرائیل در دوران ریاست جمهوری “الهام علی اف”؛ از جنگ اخیر قره باغ و پایان حکومت خودخوانده ارمنی (آرتساخ) در قره باغ کوهستانی و اعمال کنترل نیروهای آذربایجانی بر آن منطقه و طرح اتهام حمایت ایران از ارمنستان از سوی باکو گرفته تا حمله مسلحانه سه سال پیش به سفارت جمهوری آذربایجان در تهران تمام رخدادها نشان دهنده پیشینه روابط دوجانبه همراه با تنش و التهاب میان دو کشور بودهاند.
اکنون با سفر اخیر “مسعود پزشکیان” رئیس جمهور ایران به باکو و دیدار او با “الهام علی اف” رئیس جمهور آذربایجان دو کشور گامهای تازهای را برای بهبود روابط و همکاریها برداشتهاند. در این میان، رابطه ایران و آمریکا و نزدیکی باکو به اسرائیل چه تاثیری بر این روابط خواهد گذاشت؟ حمایت روسیه از کریدور زنگزور که ایران درباره آن نگرانیهایی دارد چه تاثیری بر روابط ایران با باکو و کرملین میگذارد و اصولا چشم انداز سیاسی در داخل جمهوری آذربایجان در سالیان آینده چگونه خواهد بود؟
