آن‌ها قهرمان بودند/ روایت رنج پرستاران و جراحان بیمارستان شهدای تجریش بعد از حمله موشکی اسراییل به میدان قدس تهران

بیرون کشیدن آدم‌های دست و پا و جمجمه شکسته و... از سیلاب میدان قدس، سهم کادر درمان بیمارستان شهدا شد
بیرون کشیدن آدم‌های دست و پا و جمجمه شکسته و… از سیلاب میدان قدس، سهم کادر درمان بیمارستان شهدا شد

روایت رنج پرستاران و جراحان بیمارستان شهدای تجریش

اقتصاد۲۴- پرستار بخش آی سی یو، با چشم‌هایی بهت زده به ما و دو مجروح جنگی پشت سرمان که به دستگاه اکسیژن ساز وصل بودند، نگاه می‌کرد. رییس بیمارستان می‌گفت این پرستار در طول ۱۲ روز جنگ، بار‌ها شیفت و بی‌خوابی‌های ۴۸ ساعته داشته. چشم‌های جراح کشیک اورژانس، مثل نگاه یک آدم مسخ شده بود و موقع حرف زدنش، نمی‌توانستی بفهمی آیا واقعا به تو نگاه می‌کند یا فقط زاویه نگاهش رو به تو تنظیم شده است. مدیر پرستاری بیمارستان، وقتی دویدن‌هایش وسط سیلاب جوشان از کف میدان قدس و جنازه‌های سرگردان در لجن را به یاد می‌آورد، چشم‌های اشکبارش پر و خالی می‌شد.

جراح اعصاب؛ مرد ۲۸ ساله‌ای که در طول ۱۲ روز، ۸ آدم تکه پاره از موج انفجار و آوار جنگ را جراحی کرده بود، موقع حرف زدن، لب‌هایش می‌لرزید. پرستار بخش بحران، دائم انگشتان دست‌هایش را در هم می‌پیچید انگار می‌خواست چیزی ماسیده به پوست و بافت و اعصاب انگشتانش را بِکند و دور بیندازد. این، احوال گروه درمان بیمارستان شهدای تجریش بود؛ ۱۵ روز بعد از آغاز جنگ، ۱۲ روز بعد از موشک‌باران میدان قدس و سه روز بعد از اعلام آتش‌بس…

ساعت ۳ و ۲۰ دقیقه ۲۵ خرداد، سه طبقه از ساختمان شمال میدان قدس در حمله اسراییل و با موشک منفجر شد. تهران، فقط صدای انفجار را شنید. پرستاران و جراحان بیمارستان شهدای تجریش، اما وقتی از پنجره‌های طبقات سوم و چهارم، آوار گُر گرفته را دیدند، دویدند کف میدان و به دل سیل آب و لجن زدند تا مردم را از مرگ نجات بدهند. تا یک ساعت بعد از انفجار، ۶۳ تنِ بی‌جان و جان دار به سالن اورژانس بیمارستان رسید؛ ۶۳ آدم سوخته و سر و دست و پا شکسته و جمجمه و شکم ترکیده؛ ۶۳ آدم نگون‌بختی که ساعت ۳ و ۲۰ دقیقه ۲۵ خرداد، گذرشان به ابتدای خیابان نیاوران و میدان قدس افتاده بود.

مریم‌السادات آیتی؛ فرزند خوزستان و مدیر پرستاری بیمارستان شهدا، ثانیه‌هایی بعد از انفجار به سمت میدان دوید در حالی که با کمک همکارش، یک برانکارد را به دنبال خود می‌کشید. مدیر پرستاری بیمارستان، یادش هست که جریان خروشانی از آب و فاضلاب از کف میدان فوران می‌کرد و ارتفاعش، تا بالای زانویش می‌رسید و مرده و زنده وماشین‌های له شده و تنه درخت شکسته و آسفالت کنده شده، همه در این سیل سنگین از آب و لجن غوطه‌ور بودند.

«قبل از ساعت ۳ و ۲۰ دقیقه، پیش بچه‌های اورژانس نشسته بودم که صدای انفجار رو شنیدیم. از بیمارستان بیرون دویدیم. جلوتر از ساختمون بیمارستان، یه جنازه افتاده بود. وسط میدون، قیامتی بود. هم جنازه بود و هم مجروح. با انفجار، شاه لوله آب منطقه ترکیده بود و آب از کف میدون فوران می‌کرد و کف میدون، سیل راه افتاده بود. بچه‌های اورژانس تخت آوردن. همه دویدیم به سمت میدون. تیکه‌های آسفالت از کف خیابون روی ماشین‌ها پرتاب شده بود. ماشین‌ها مچاله شده بودن. ماشین‌ها روی هم پرت شده بودن. سیم‌های برق وسط سیلاب رها شده بود. وسط سیلاب دنبال آدما می‌گشتیم که بتونیم نجاتشون بدیم.

چند تا خانم مجروح یک سمت میدون افتاده بودن. دست و پای خیلی از مجروحان قطع شده بود. تا ساعت ۴ بعد از ظهر، ۶۳ تا مجروح به اورژانس بیمارستان رسید؛ زن، مرد، پیر، جوون، بچه. از این ۶۳ نفر، ۱۰ نفرشون قبل از اینکه به اورژانس برسن، از دست رفته بودن. این ۱۰ نفر، جراحات وحشتناکی داشتن، چون لابه‌لای ماشینا، پرس شده بودن. ولی حتی این ۱۰ نفر رو باید از سیلاب بیرون می‌آوردیم، چون خانواده‌شون سراغ جسدشون می‌اومد. متین صفاییان، دانش‌آموز ۱۶ ساله، یکی از همین ۱۰ نفر بود. ۶ نفر از مجروحان، همون لحظه اول به اتاق جراحی رفتن. یه مادر باردار، توی ماشینش گیر افتاده بود. تنه درخت و تیکه‌های آسفالت روی ماشینش افتاده بود و خیلی سخت تونستیم مادر رو از لاشه ماشین بیرون بکشیم. همون جا کنار ماشین، به مادر احیای قلبی دادیم و مادر رو روی برانکارد گذاشتیم و به سمت بیمارستان دویدیم. توی اتاق عمل، جنین و مادر رو از دست دادیم. چند نفر مرگ مغزی شده بودن. اونایی که زنده موندن، ضربه مغزی و خونریزی مغزی یا شکستگی داشتن.»

جهت دسترسی به آرشیو کامل گزارش‌ها و ویدیوها را از سایت خبری اقتصاد 24 دنبال کنید.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *