سینمای اجتماعی در ایران در سالهای اخیر همواره میان دو قطب حرکت کرده است: از یکسو گرایش به ملودرامهای عامهپسند و از سوی دیگر تلاش برای ثبت واقعیتهای زیسته و بیواسطه جامعه
جوان آنلاین: سینمای اجتماعی در ایران در سالهای اخیر همواره میان دو قطب حرکت کرده است: از یکسو گرایش به ملودرامهای عامهپسند و از سوی دیگر تلاش برای ثبت واقعیتهای زیسته و بیواسطه جامعه. در این میان، برخی فیلمسازان کوشیدهاند بدون افتادن به دام شعارزدگی یا سیاهنمایی، روایتی صادقانه و ملموس از زیست اجتماعی ارائه دهند. در این طیف، نام ابراهیم ایرجزاد بهعنوان فیلمسازی که به رئالیسم اجتماعی وفادار مانده، قابل توجه است. سینمای ایرجزاد را نمیتوان صرفاً در سطح بازنمایی مشکلات اجتماعی خلاصه کرد؛ آنچه آثار او را متمایز میکند، نوع نگاهش به واقعیت است. او به جای آنکه سوژههای اجتماعی را بهانهای برای درامسازی اغراقآمیز قرار دهد، تلاش میکند موقعیتها را از دل زندگی روزمره بیرون بکشد. این رویکرد، یادآور سنت رئالیسم در سینمای ایران است؛ جریانی که از کارگردانان باسابقهای مثل داریوش مهرجویی و ناصر تقوایی ادامه پیدا کرده و به فیلمسازان نسلهای بعد رسیده است. البته هر فیلمساز در هر دوره، شکل و بیان تازهای برای اثر خود پیدا کرده و هر فیلم مشخصههای خاص خودش را دارد.
در آثار ایرجزاد، تماشاگر با شخصیتهایی خاکستری مواجه است که در موقعیتهای پیچیده اخلاقی و اجتماعی قرار گرفتهاند. این ویژگی باعث میشود مخاطب به جای قضاوت سریع، درگیر فهم موقعیت شود. به بیان دیگر، فیلمهای او بیشتر مسئلهمحور هستند تا پیاممحور.
توجه مستمر به مسائل اجتماعی
یکی از وجوه برجسته کارنامه ایرجزاد، توجه مستمر به مسائل اجتماعی است؛ مسائلی که اغلب در لایههای پنهان جامعه جریان دارند. او به جای پرداختن به سوژههای کلیشهای، سراغ موقعیتهایی میرود که کمتر در سینمای جریان اصلی دیده شدهاند. این انتخاب، به آثار او نوعی جسارت میبخشد، اما در عین حال خطر افتادن به دام تلخی افراطی را نیز به همراه دارد؛ خطری که او اغلب با کنترل لحن و پرهیز از اغراق، از آن عبور کرده است.
در این چارچوب، واقعگرایی او صرفاً در سطح فرم باقی نمیماند، بلکه به سطح روایت و حتی انتخاب بازیها نیز تسری پیدا میکند. بازیها معمولاً کنترلشده، کماغراق و نزدیک به رفتارهای واقعی هستند؛ گویی دوربین در حال «ثبت» واقعیت است.
