پسر شیشه‌ای مادرش را به قتل رساند و فرار کرد 

پسر شیشه‌ای پس از قتل مادرش تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت

پسر شیشه‌ای پس از قتل مادرش تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت

جوان آنلاین: پسر شیشه‌ای پس از قتل مادرش تحت تعقیب پلیس تهران قرار گرفت. 
ساعت ۱۹ شامگاه چهارشنبه، ۱۷ تیرماه، زن سالخورده‌ای سراسیمه با اداره پلیس تماس گرفت. او یک روز بود از دختر میانسالش بی‌خبر و هرچه در خانه‌اش را زده بود، کسی در را باز نکرده بود. 
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان به محل حادثه در یک برج مسکونی در منطقه ۲۲ اعزام شدند. 

 ورود به آپارتمان و کشف جسد 
مأموران در محل با زن سالخورده‌ای روبه‌رو شدند که نگران حال دخترش بود. او می‌گفت یک روز است که از دخترش خبری ندارد و هرچه در می‌زند، در خانه‌اش را به رویش باز نمی‌کند. مأموران با دستور مقام قضایی و کمک مأموران آتش‌نشانی وارد طبقه ششم برج مسکونی شدند و قفل در خانه را باز کردند. 
آنها در آشپزخانه با جسد زن ۵۷ ساله‌ای به نام مهین روبه‌رو شدند که به طرز مشکوکی به کام مرگ رفته بود. 

 ورود بازپرس ویژه قتل 
پس از کشف جسد، قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد و تحقیقات خود را آغاز کرد. 
نخستین بررسی‌ها و معاینات پزشکی قانونی در محل حادثه، حکایت از آن داشت که زن میانسال بر اثر ضربه جسم سختی به سرش، یک روز قبل به قتل رسیده است. به‌هم ریختگی وسایل خانه و آشپزخانه نیز فرضیه درگیری مرگبار را تأیید می‌کرد. 

 پسر مقتول، مظنون اصلی 
تحقیقات مأموران نشان داد مقتول همراه پسر جوانش به نام شایان زندگی می‌کرد، اما پس از قتل مادرش، او ناپدید شده و هیچ اثری از شایان نیست. 
مادر مقتول به مأموران گفت: «دخترم همراه پسرش در این برج مسکونی زندگی می‌کرد. نوه‌ام به خاطر اعتیادش همیشه با مادرش درگیری و مشاجره داشت و ما هم در جریان اختلافات آنها بودیم. شب قبل با دخترم تماس گرفتم، اما جواب نداد. تصور کردم درگیر کاری است و بعداً با من تماس می‌گیرد. آن شب تماس نگرفت. امروز دوباره با او تماس گرفتم، اما باز هم جواب نداد. سپس با نوه‌ام تماس گرفتم، اما او هم جواب نداد. نگران بودم، اما هرگز تصور نمی‌کردم دخترم به قتل رسیده باشد. پس از چند بار تماس، نگرانی‌ام بیشتر شد و به خانه‌اش آمدم. هر چقدر زنگ زدم، کسی در را باز نکرد تا اینکه از پلیس درخواست کمک کردم و بعد از باز کردن در با جسد او روبه‌رو شدیم. نمی‌توانستم باور کنم که دخترم دیگر زنده نیست.» 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *