در شرایط شهادت آیتالله خامنهای، فریاد عمومی برای کشتن ترامپ و نتانیاهو از طریق مشروعیتبخشی به اقدامات رادیکال، حتی موجب ایجاد رقابت میان نخبگان برای خونخواهی و فراهم کردن شرایط عملیات میشود و آنان را به طور اجتنابناپذیری به سمت یک پاسخ قاطع سوق میدهد. میزان تأثیر این خواست را میتوان بسیار بالا و تعیینکننده ارزیابی کرد؛ بهگونهای که حتی اگر عقلانیت سازشکارانه نسبت به پیامدهای آن هشدار دهد، بقای سیاسی، آنان را مجبور به برداشتن گامهای عملی در مسیر تحقق این خواست خواهد کرد
جوان آنلاین: خواست عمومی بهعنوان پدیدهای جمعی، فراتر از مجموع تمایلات فردی، از دل تجربههای مشترک، گفتمانهای مسلط، و بهویژه لحظات التهابآمیزی همچون شهادت یک رهبر، زاده میشود. زمانی که این خواست به شکلی منسجم، فراگیر و از نظر عاطفی تحریکشده بروز کند، میتواند ساختارهای رسمی قدرت را وادار به پاسخگویی نماید.
امروز در شرایطی که فریاد انتقام خون شهید آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در مراسمهای تشییعشان از طرف مردم به شکل یکپارچه بلند شده است و، به طور مشخص، درخواست قتل دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تحت تدابیر و فرماندهی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای تبدیل به یک خواست عمومی مسلط شده است. این گزارش ضمن بررسی جامعهشناسانه مفهوم خواست عمومی، سازوکارهایی را که از طریق آنها خواست عمومی، نخبگان سیاسی و نظامی را به اجرای آن ملزم میسازد، بررسی میکند.
کالبدشکافی جامعهشناختی خواست عمومی
برای درک اینکه چگونه یک مطالبه جمعی میتواند سرنوشت سیاست خارجی و اقدامات نظامی یک کشور را رقم بزند، ابتدا باید معنای دقیق خواست عمومی و فرایند شکلگیری آن را از منظر نظری تبیین کرد. خواست عمومی صرفاً یک نظرسنجی ساده یا مجموع سلیقههای فردی نیست، بلکه محصول یک پویایی اجتماعی پیچیده است که در آن احساسات، ارزشهای اخلاقی، حافظه تاریخی و هویت جمعی به هم گره میخورند.
