ما در این سالها به امنیت فرهنگ خیلی توجه نکردهایم و در موارد بسیاری امنیت فرهنگ آسیبدیده و دچار گروگانگیری از سوی سوءاستفاده گران اقتصادی شده است، الان وقتش رسیده که یک توجه ویژهای بکنیم
جوان آنلاین: بازار کاغذ و نشر در یک گیجی عجیبی به سر میبرد، در حالی که پشت سر گذاشتن شرایط بحرانی و خاصی مانند ایام شیوع ویروس کرونا و اتفاقاتی که برای ارکان مختلف کشور تجربه شد این توقع را ایجاد کرد که در ایام مشابه (مانند یکی، دو ماه اخیر که مورد تهاجم و تجاوز جنگی از سوی محور شیطانی و تروریستی امریکایی- صهیونی قرار گرفتهایم) دیگر شاهد جهشهای بیضابطه قیمتها یا دلالبازی و گروگان گرفتن کار و زندگی مردم نباشیم؛ متأسفانه عدهای دلال و سودجو با سوءاستفاده از خلأهای نظارتی و گروگان گرفتن امنیت فرهنگی کشور صرفاً به فکر کسب سودهای کلان و بادآورده هستند. اغلب کارشناسان معتقدند که ادامه این شرایط، نه فقط اوضاع اقتصادی و سیاسی، بلکه شرایط امنیتی و فرهنگی کشور را نیز به مخاطره میاندازد. در این شرایط مسئولان برای کمک به اقتصاد نشر پیشنهاد برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب یا حتی تقویت حضور در عرصههای بینالمللی را به ناشران مطرح میکنند. «جوان» در گفتوگو با علیرضا سبحانینسب، مدیر انتشارات جمال شرایط فعلی نشر و همچنین اجرایی بودن این پیشنهادات را بررسی کرده است.
برای ورود به بحث ابتدا ارزیابیتان را راجع به شرایط و اوضاع کنونی نشر کشور با توجه به گرانیهای کاغذ بفرمایید.
بهرغم اینکه جمهوری اسلامی ایران به بسیاری از حوزهها یک نگاه امنیتی دارد، لکن به مقوله فرهنگ توجه امنیتی ندارد، یعنی گاهی مواقع حواسش نیست که بر اثر سوءاستفاده یک عده آزادی فرهنگ به گروگان گرفته میشود و تا بازار یا نظام به فکر اصلاح قیمتها و اقتصاد نشر نباشند. بسیاری از نویسندگان، ناشران، کتابفروشان و مخاطبان لطمه میبینند. به نظر بخشهای مختلف که دارای مسئولیت هستند باید بحث فرهنگ را با نگاه و توجهات و دانش امنیتی اداره کنند، نه اینکه فرهنگ امنیتی اداره بشود، بلکه به عنوان اینکه توجه به مقولههای امنیت در بحث فرهنگ میتواند ضمانت راهبری درست مسائل فرهنگی را در حقیقت برعهده داشته باشد و آنها را درست اجرا بکند.
در واقع بحث شما ناظر بر این است که فرهنگ یکی از ارکان مهم امنیت کشور محسوب میشود؟
بله، ما وقتی که بر اثر سوءاستفاده یکسری افرادی که حتی با دلارها و ارزهای تخصیص یافته، کاغذ را وارد مملکت میکنند و با کم و زیاد شدن قیمت دلار یک دفعه و به صورت ناگهانی قیمت کاغذ را دو یا چند برابر میکنند، کاغذ و انتشار کتاب را مورد تهدید قرار میدهند، آن هم فقط به خاطر سودجوییهای بیشتر. با این مسئله، نه تنها فرهنگ کشور به خطر میافتد، بلکه ما در جاهای دیگری هم ضربه میخوریم و درنهایت نتایج و خسارتهای امنیتی برای ما دارد. خب این یک مشکل جدی است که بارها در کشور ما تکرار شده و ما انتظار داشتیم نسبت به این مقوله کاغذ یک دوراندیشی بهتری میشد که متأسفانه هنوز آن اتفاق نیفتاده است.
به نظر میرسد با توجه به پشت سر گذاشتن دوران بحرانی کرونا و کسب تجارب جدید، بخشهای مختلف و مسئول کشور در شرایط فعلی دیگر نباید اشتباهات و کندی عملکرد گذشته را تکرار میکردند؟
دقیقاً، با اینکه ما دوران کرونا را پشت سر گذاشتیم و آن روزها هم یک دوره آزمایشی برای شرایط خاص محسوب میشد در روزهای جنگی یا شرایط مشابه دیگر نباید به چالشهای مدیریتی مبتلا میشدیم. ما برای عبرت گرفتن متأسفانه موارد زیادی را در طول این ۵۰ سال اخیر داشتیم که هرگز از آنها عبرت کافی نگرفتیم و بارها دیدیم که گروگانگیران فرهنگ در عرصه اقتصاد نشر با گران کردن کاغذ و گلاسه و اینها بارها یقه ناشران را گرفتند و اجازه ندادند که آنها با یک سهولتی بتوانند به انتشار کتابهایشان بپردازند. ما به عنوان کسی که در این مملکت زندگی میکنیم، انتظار این را نداریم که کاغذفروشان ضرر کنند، ولی آن وقتی که براساس ارزهای تخصیص یافته اینها کاغذ وارد کشور کردهاند، در شرایط جهشهای ارزی نباید کاری به تغییر قیمت آنها داشته باشیم، اما متأسفانه جهش قیمت اتفاق میافتد که علت آن نداشتن نظارت کافی است.
برای انتشارات شما نمونه مشابهی اتفاق افتاده است؟
بله، این افراد به راحتی و با سوءاستفاده از شرایط، فرهنگ را به گروگان میگیرند. ما الان در نشر جمال بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب جدید داریم که بهخاطر افزایش قیمت ناگهانی چند مرحلهای در سال ۱۴۰۴ نتوانستیم آنها را چاپ کنیم و متأسفانه با ورود به سال ۱۴۰۵ هم قیمت کاغذ دو برابر و در برخی از اقلام بیش از دو برابر شده است. اساساً یک کتاب باید با چه قیمتی در بیاید و با چه قیمتی در اختیار مخاطب قرار بگیرد که مخاطب وقتی شوکهای ناگهانی قیمت کتاب را میبیند به این نتیجه نرسد که سبد مطالعاتی کودک و نوجوان یا خودش را کوچکتر کند و این ماجرا حس بدی به آنها میدهد و در برخی از موارد ترجیح میدهند، به جای اینکه برای فرزندانشان کتاب بگیرند برای اینکه جسم فرزندش قویتر بشود برای او کباب بگیرد!
