نوجوان مخترع بسیجی: با دستگاه لیزر من میتوانید شکست نور را ببینید و مشاهده کنید برای هر طیف رنگی که مقابل نور این لیزر قرار میگیرد چه اتفاقی میافتد؛ چون به خاطر طول موج و امواج گوناگون، تغییرات طیفهای رنگ مختلف هم متفاوت خواهد بود. کارکرد دیگر این دستگاه بیوشیمی است که میتوانیم به وسیله لیزر میکروبها را ضعیف کنیم یا کلاً از بین ببریم. این دستگاه در تولید سرم نیز کاربرد دارد
جوان آنلاین: ایران سرشار از استعدادها و نابغههایی است که در اقصی نقاط آن در حال تحصیل علم و زندگی هستند. گذری به شهرستانها و روستاها نشان میدهد میتوان با بهرهمندی از این ظرفیتها و قدرتها ایران را متحول نمود و جامه عمل به تن هرآنچه ناشدنی است، کرد. اما حقیقت این است که استعدادهای درخشان نیازمند حمایت و برنامهریزی برای قرارگرفتن در مسیر اصلی هستند. ابتدا باید نیازهای کشور در عرصههای مختلف را مشخص و سپس برای حرکت این نابغهها ریلگذاری کرد. امیرحسین یکی از مخترعان کوچک ایران است که دست به کارهای بزرگ زده است. با روحیه لطیفش شعر و داستان میگوید و در فیزیک و ریاضی غوغا میکند و روبات امدادگر و دستگاه پرتونگار لیزری میسازد.
از شعر و رمان تا فیزیک کوانتوم و علم روباتیک در نوجوان کرمانشاهی جمع شده است. امیرحسین آهی، دانشآموز فعالی است که حالا به عنوان پسر بسیجی نخبه مطرح و چندین بار در مناسبات مختلف و برنامههای گوناگون از او تقدیر شده است. این نابغه نوجوان ایدههای خلاقانهای دارد که اساتید برجسته دانشگاه هم آنها را تأیید و تحسین کردهاند.
از سرودن شعر تا ساخت روبات
امیرحسین آهی بسیجی فعال و یکی از بهترینهای استان کرمانشاه است که از هوش سرشار و نبوغ خاصی برخوردار است. او به رغم سن پایین و زندگی در منطقهای که از امکانات خاصی برخوردار نبوده و از کمبودهای بسیاری رنج میبرد، با اتکا به استعداد خارقالعاده و حمایتهای خانوادهاش توانسته است معلومات بسیاری را فرا بگیرد و به یاری ذهن خلاقش دست به ابداعات چشمگیری بزند.
این پسر بسیجی، نظریات و ایدههای جالبی به ویژه در حوزه علم فیزیک دارد و به شدت به این رشته علاقهمند است. او دنیا را از دریچه خاصی مینگرد و دقت فراوانی نسبت به اتفاقات و وقایع پیرامونش دارد و با ادبیاتی قوی و دلنشین صحبت میکند که میتواند برای همگان جذاب باشد.
پسر خلاق و مبتکر، نوآوریهای جالبی هم دارد. او توانسته است یک روبات امدادگر و یک دستگاه پرتونگار لیزری که توانایی ضعیف کردن ویروسها را دارد، بسازد.
سرودن شعر نو که بسیاری از آنها در مطبوعات چاپ شده است، نوشتن یک داستان بلند که به گفته پدرش یک فصل آن هم به اتمام رسیده، بخشی از استعداد شگرف این بسیجی کرمانشاهی است.
امیرحسین در جشنواره ملی ابوریحان هم حائز رتبه برتر شده و تقدیرنامههای زیادی هم در زمینه فیزیک و ادبیات گرفته است. چندی پیش بود که او به عنوان نخبه بسیجی از سوی مشاور علمی و فناوری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شد و در دانشگاه رازی مورد تقدیر قرار گرفت.
تمام داستانها ثبت هستند
پدر امیرحسین در مورد اینکه از چه زمانی متوجه استعداد خاص پسرش شد، میگوید: «در سن چهار، پنج سالگی متوجه شدیم امیرحسین در خلوت با خودش حرفهایی میزند. ما آن حرفها را نوشتیم و به آقای «حساس» در روزنامه باختر نشان دادیم که موجب شگفتی ایشان شد و گفتند این شعرها سبک دارد و محال است یک بچه این اشعار را گفته باشد. او بعداً اشعار امیرحسین را در روزنامه به چاپ رساند. بعد از آن امیرحسین شروع به داستاننویسی کرد؛ داستانهایی که به طرز باورنکردنی دارای ادبیاتی خاص و پخته بود. برای ما همیشه جای سؤال بود که او چطور میتواند اینقدر خوب با کلمات بازی کند.»
آقای آهی ادامه میدهد: «امیرحسین داستانها و شعرهای بسیار زیادی گفته که من و مادرش همه آنها را تایپ کردیم ولی هنوز غیر از چند مورد که در روزنامههای محلی چاپ شده در جای دیگری از آنها استفاده نشده است.»
او به زمان ورود پسرش به دنیای علم و دانش هم گریزی میزند و میگوید: «در واقع نقطه عطف و تولد امیرحسین زمانی بود که یکی از آشنایان یک کیت روبات به او هدیه داد و بعد از ساخت آن روبات، امیرحسین به طرز عجیبی متحول شد و شروع به ساخت روبات و ارائه طرح و ایده در این زمینه کرد. ما ساختههای پسرمان را به آموزش و پرورش بردیم و آنها خوششان آمد و برایش نمایشگاهی برگزار کردند که با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. امیرحسین در یکی از نمایشگاهها، یک دستگاه لیزر دید و تصمیم گرفت مشابه آن را بسازد و ساخت. آن دستگاه یک کاربرد داشت ولی دستگاه لیزر ساخت امیرحسین دو کاربرد دارد.»
خود امیر حسین در باره دستگاه لیزری که ساخته است توضیح میدهد: «شما با دستگاه شکست نور برای هر طیف رنگی که مقابل نور این لیزر قرار میگیرد و اتفاقاتی را که در آن رخ میدهد میتوانید ببینید. به خاطر طول موج و امواج گوناگون، تغییرات طیفهای رنگ مختلف هم متفاوت خواهد بود. کارکرد دیگر این دستگاه، بیوشیمی است که میتوانیم به وسیله لیزر میکروبها را ضعیف کنیم و کلاً از بین ببریم. این دستگاه در تولید سرم نیز کاربرد دارد.»
برای ثبت اختراعات پول نداریم
وقتی درباره اختراعات امیرحسین و ثبت آنها سؤال میکنیم، پدرش میگوید: «متأسفانه هیچکدام از اختراعات امیرحسین ثبت نشده است و این کار هزینههای زیادی در بر دارد. ما هر جا میرویم فقط یک حرف میشنویم، ولش کنید، بگذارید بچگی کند. حالا سؤال من این است مگر ما چند نفر مثل امیرحسین در این شهر داریم؟ یعنی ما با دست خودمان فرصتها و استعدادها را باید نابود کنیم. اینکه دستاوردی اختراع محسوب شود، یعنی از قبل وجود نداشته. این یک بحث است و ثبت آن بحث دیگری است.»
از او میپرسیم، آیا کارشناس یا مرجعی آمده که بگوید «این ساخته امیرحسین یک اختراع محسوب میشود؟» و آقای آهی تأکید میکند: «بله، بعضی از افراد دانشگاهی اصرار دارند باید دستاوردهای امیرحسین را به عنوان اختراع ثبت کرد. امیرحسین سه سال قبل در جشنواره جابر بن حیان برگزیده کشوری شد و تاکنون بارها در جشنوارههای استانی مقام کسب کرده است. او چیزهای بسیار زیادی ساخته است؛ از جمله دستگاه شبیهساز زلزله، دستگاه تشخیص انحراف نور، پرتونگار لیزری، دستگاه ترکیب نور، روباتهای مسیریاب و آتشنشان و…»
پدر امیرحسین به طرحها و ایدههایی که پسرش در مورد آنها صحبت میکند یا در حال کار روی آنهاست، اشاره میکند و میگوید: «او طرحها و نظریههای زیادی دارد و مدام در حال ایدهپردازی است. امیرحسین یک ایده بسیار خوب دارد که در حال حاضر روی آن کار میکند ولی به توصیه بعضی از افراد الان نمیتوانم دربارهاش توضیح دهم و قرار شده است این موضوع را با افراد متخصصی از کشور «کره جنوبی» در میان بگذاریم و با آنها مشورت کنیم.
پسرم از کلاس اول معادلات و فرمولهای طولانی را حل میکرد و تنها پیشنهاد معلمان این بود که او را در مدرسه تیزهوشان ثبتنام کنیم و درسش را از کلاس ششم شروع کند. با این حال آنها هیچ پیشنهاد بهتری برای استفاده از استعداد امیرحسین نداشتند و این پسر بر اساس برنامههای خانوادهاش پیش رفته است.»
امیرحسین در مورد چالشهایش در مدرسه میگوید: «من مقداری از مدرسه زده شدهام، چون تقریباً تمام مطالبی را که سر کلاسها مطرح میشود بلدم و این حوصلهام را سر میبرد. گاهی اوقات برای اینکه به من خوش بگذرد، مطالبی را که بلدم در کلاس برای بچهها توضیح میدهم ولی متأسفانه فقط تعداد کمی از دانشآموزان به حرفهایم گوش میدهند و متوجه صحبتهای من نمیشوند. من این کار را میکنم، چون حضرت علی (ع) میفرمایند: زکات علم، یاد دادن آن است.»
پدر امیرحسین در باره اینکه آیا راهی برای ادامه تحصیل فرزندتان از طرق دیگر پیدا نکردهاید، میگوید: «در کرمانشاه این مسیر بسته است. ما هر جا رفتیم به بن بست خوردیم و به بهانههای مختلف ما را رد کردند. نهایت حمایتشان در حد یک ماشاءالله و آفرین گفتن بود. ما به این چیزها احتیاج نداریم. حتی کمک مالی هم نمیخواهیم. من نمیتوانم امیرحسین را آموزش دهم، توانش را ندارم. او سؤالاتی میپرسد که من به سختی میتوانم پاسخ آن را بیابم و این یعنی پسرم بیش از هر چیز به یک استاد نیاز دارد.»
آقای آهی به تماسهایشان با دانشگاههای مختلف هم اشاره و تصریح میکند: «ما با دانشگاه رازی، دانشگاه صنعتی شریف و جهاد دانشگاهی ارتباط برقرار کردیم. در یکی از این دانشگاهها گفتند او بیشتر از یک دانشجوی فوقلیسانس بلد است و ما چیزی نداریم که به او یاد بدهیم.»
