هنرمند باید نسبت به خانواده ایرانی خود را مسئول بداند و هنرش را خرج پالایش جامعه کند نه هزینه دیده شدن خودش. شاید عبارت و مفهوم «هنر برای هنر» برای عدهای یک ملکه ذهنی باشد، اما حقیقتاً هنری که فایدهای برای جامعه نداشته باشد و اساساً جامعه را حساب نکند و اصالت را به امری انتزاعی تنزل بدهد، خود را از اصل جامعه جدا کرده و در واقع به بیراهه میرود
جوان آنلاین: خانواده مطلوب در آثار نمایشی ایران به ویژه سینما و نمایش خانگی باید چه مؤلفهها و ویژگیهایی داشته باشد؟ این سؤالی است که محور بحث کارشناسی با حضور دکتر یوکابد عارفی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر پژوهشکده قوه قضائیه و جواد محرمی به عنوان کارشناس سینما به میزبانی روزنامه «جوان» قرار گرفت تا بخشی از آسیبهای سینمای اجتماعی ایران مورد واکاوی قرار بگیرد.
سیمای پدر، مادر، فرزندان و به طور کلی خانواده در آثار نمایشی ما وضعیت مطلوبی ندارد. ما سالانه با حجم گستردهای از آثار نمایشی در سینما و نمایش خانگی روبهرو هستیم که بیش از آنکه الهامبخش یک فرهنگ ریشهدار از درون جامعه ایرانی باشند، اغلب در حال بزرگنمایی زشتیهایی از درون جامعه هستند که وجود آن را به کلی نفی نمیکنیم، اما معتقدیم سینما و نمایش خانگی بیجهت به آنها ضریب میدهد. از نظر من این نورافکن انداختن بر نقاط ضعف جامعه در حالی که صرفاً حجم کمی از مردم ایران درگیر این ضعفها هستند، نه تنها موجب ترمیم این معضلات نمیشود، بلکه به طرزی افراطی به آن دامن هم میزند. نظر شما چیست؟
اخیراً سریالی امریکایی میدیدم که اتفاقاً دختر نوجوان و مادرم را به عنوان دو نسل متفاوت به شدت درگیر کرده بود و همین باعث شد من هم به عنوان یک نسل میانی توجهم جلب شود که چه مؤلفههایی از این اثر نمایشی غربی باعث جذب این دو نفر از اعضای خانواده من شده است. متوجه شدم در این سریال یک فضای خانوادگی به معنای واقعی کلمه با حضور چند نسل درگیر یک زندگی واقعی هستند بدون اینکه در صورتبندی تصویری آن اغراق خاصی شده باشد. یعنی خانواده من با یک تجربه زیسته از یک خانواده روبهرو هستند که به طور ناخودآگاه با وجوه مثبت آن ارتباط برقرار کردهاند؛ چیزی که ما کمتر در آثار ایرانی آن را مشاهده میکنیم. یک همسر کشیش و خانواده که اتفاقاً چالشهایی هم دارند و درصدد حل آن برمیآیند و به شکلی کاملاً دراماتیک قصه را پیش میبرند. دیدم خیلی خوب در حال به تصویر کشیدن نهاد خانواده سنتی است و غبطه خوردم که چرا ما در ایران از تولید چنین آثاری غفلت میکنیم.
به نکته خوبی اشاره کردید و این در حالی رقم میخورد که ریشههای فرهنگی ما به مراتب مستحکمتر و قویتر از فرهنگ غربی است و اساساً جامعه ما با تمام معضلاتی که امروز با آن دست و پنجه نرم میکند، ریشه در همین فرهنگ چند هزارساله دارد وگرنه خیلی پیش به فروپاشی رسیده بود.
