هیئت یازهرا (س) محمدحسن را کربلایی کرد

پسرم در جبهه دفاع از حرم رئیس بیمارستان صحرایی بود. در یکی از یادداشت‌های روزانه‌اش در سوریه نوشته بود: ساعت ۱۲ شب است. همه خوابیده‌اند. من که مسئول بیمارستان صحرایی هستم، دو گالن دستم است. می‌روم گازوئیل بیاورم تا برق اضطراری را روشن کنیم. برای من فرقی نمی‌کند روی تشک پر قو بخوابم یا روی خاک گرم سوریه یا اصلاً نخوابم...

پسرم در جبهه دفاع از حرم رئیس بیمارستان صحرایی بود. در یکی از یادداشت‌های روزانه‌اش در سوریه نوشته بود: ساعت ۱۲ شب است. همه خوابیده‌اند. من که مسئول بیمارستان صحرایی هستم، دو گالن دستم است. می‌روم گازوئیل بیاورم تا برق اضطراری را روشن کنیم. برای من فرقی نمی‌کند روی تشک پر قو بخوابم یا روی خاک گرم سوریه یا اصلاً نخوابم…

جوان آنلاین:‌ این روز‌ها که تجربه جنگ ۱۲ روزه با امریکا و رژیم صهیونیستی را به تازگی پشت سرگذاشته‌ایم و هنوز از مکر شرارت‌های صهیونیسم جهانی در امان نیستیم، بیشتر متوجه ارزش جهاد و ایستادگی مدافعان حرم می‌شویم. جوانانی که شر فتنه دشمنان را کیلومتر‌ها دورتر از مرز‌های کشورمان نگه‌داشته و از همانجا چتر دفاعی ایران را برقرار کرده بودند. شهید محمدحسن قاسمی اولین شهید مدافع حرم جامعه پزشکی و پرستاری ایران در سوریه است که مرداد ۱۳۹۵ در دفاع از حریم اهل بیت (ع) به شهادت رسید. شهید قاسمی تکنسین بی‌هوشی (هوشبری) در اتاق عمل بود و در بیمارستان حضرت بقیه‌الله‌العظم (عج) تهران خدمت می‌کرد. اصالتاً زاده و بزرگ شده شهرکرد بود. این شهید مدافع حرم نیمه دوم سال ۹۴ در قالب کادر پزشکی به جبهه دفاع از حرم اعزام شد و ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ اطراف حلب سوریه به شهادت رسید. حاج منصور قاسمی، پدر شهید دقایقی با ما همکلام شد که ماحصل این همکلامی را در پیش دارید. 

قبل از شهادت پسرتان خط جهاد و شهادت در خانواده‌تان وجود داشت؟
ما یک خانواده مذهبی و انقلابی داشتیم که باعث شده بود در دوران دفاع مقدس بسیاری از جوانان خانواده و اقوام ما برای دفاع از کشور و انقلاب به جبهه بروند. ماحصل این حضور پر تعداد، چند شهید بود. برادر بزرگ‌ترم و همچنین دایی‌ام هر کدام‌شان پدر دو شهید دفاع مقدس هستند. دو باجناقم هم پدر شهیدند؛ شهید احمد کمال راد شهید ترور است و شهید محسن سراج‌زاده از شهدای دفاع مقدس که برای باز کردن معبر داوطلبانه به میدان مین می‌رود و به شهادت می‌رسد. بنابراین دو پسرعمو، دو پسردایی و دو پسرعمه محمدحسن به شهادت رسیده بودند و او در چنین جو و خانواده‌ای رشد کرده بود. 

اشاره کردید دو باجناق شما هر کدام پدر یک شهید هستند. با شهادت محمدحسن شما هم پدر شهید شدید. 
بله همین طور است. باجناق‌هایم فرزندان‌شان زمان جنگ شهید شدند. یکی شهید ترور و دیگری شهید جبهه‌های دفاع مقدس و پسر من هم که شهید مدافع حرم شد. به این ترتیب هر سه باجناق پدر شهید هستیم. 

شغل‌تان چیست؟ زمان دفاع مقدس چه فعالیتی می‌کردید؟
من در آموزش و پرورش کار می‌کردم و عضو هیئت‌های بدوی بازسازی نیروی انسانی بودم. این هیئت‌ها بعد از انقلاب وظیفه گزینش و پالایش نیروی انسانی را در آموزش و پرورش داشتند. از مسئولان وقت مثل مرحوم هاشمی حکم داشتیم به امور انسانی رسیدگی کنیم. مسئولیت واقعاً سنگینی بود. همین هم باعث می‌شد اجازه ندهند به جبهه برویم. چند بار تقاضا دادیم گفتند نیرو به قدر کافی در جبهه است. به شما اینجا بیشتر نیاز داریم. هرچند خودم چند بار داوطلبانه برای پشتیبانی از جنگ رفتم، ولی اجازه حضور رزمی به ما نمی‌دادند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *