
اقتصاد۲۴- شهری که روزگاری زمزمه آب در نهرهای آن، نوای زندگی بود، حالا با صدای تلخ چکیدن قطرات آب در سکوت، مرثیهای برای تشنگی میخواند. آسمان، بیرمق و تهی از ابر، دلسپردهی خورشید سوزانی است که با گرمای ۴۰ درجهای، بیوقفه بر دیوارها و دل مردم میکوبد.
در دل این آفتاب داغ، زندگی تهرانیها میان جدولهای زمانبندیشده قطع آب و برق میلغزد. ۱۲ ساعت بیآبی در روز، همراه با ۴ ساعت خاموشی برق، دیگر تبدیل به ریتم زندگی شده است. انگار زمان، نه با ساعت، بلکه با سطلهای خالی و کولرهای خاموش اندازهگیری میشود.
اما رنج فقط به عرق ریختن در گرمای تابستان محدود نمیشود. این بحران، خزندهتر از آن است که در ظاهر دیده شود و حالا وارد جیبها شده است. خانوادههای ساکن پایتخت، برای فرار از بیآبی، به پمپ و منبع پناه بردهاند؛ اما این پناهگاه، دیواریست که با اسکناس ساخته میشود. حداقل ۳۸ میلیون تومان برای تجهیزات پایه با پمپ ایرانی و اگر بخواهند کمی مطمئنتر باشند، باید بیش از ۶۱ میلیون تومان برای پمپ وارداتی بپردازند؛ رقمی معادل حقوق ۶ ماه یک کارمند متوسط.
