قبلاً هر وقت در تلویزیون در باره شهدا صحبت میکردند، پیش خودم فکر میکردم دارند غلو میکنند، اما بعد از شهادت آقا رضا نظرم تا حد زیادی تغییر کرده است. شهدا واقعاً خود را لایق شهادت کردهاند که این سعادت نصیبشان شده است. آقا رضا یک نمونه و مصداق عینی و بارز از یک شهید برای ماست
جوان آنلاین: شهید رضا پورعلی از اولین شهدای تبریز در تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به کشورمان بود که بامداد روز ۲۳ خردادماه به شهادت رسید. رضا در یک خانواده پرجمعیت تبریزی با چهار برادر و چهار خواهر به دنیا آمده بود. وقتی وارد سپاه شد، برادرش از او پرسیده بود چرا شغل نظامی را برای خودت انتخاب کردهای؟ شهید در پاسخ گفته بود خود را مدیون کشورش میداند و احساس میکند با ورود به سپاه بهتر میتواند به ملت ایران خدمت کند. شهید پورعلی هنگام شهادت ۳۷ ساله و دارای دو فرزند ۱۴ و هفت ساله بود. گفتو گوی ما با برادرش حسین پورعلی را پیشرو دارید.
اگر بخواهید از یک خصوصیت اخلاقی آقا رضا یاد کنید، کدام صفت ایشان برجستگی بیشتری داشت؟
با وجود اینکه من در منزل پدری ساکن هستم و آقا رضا بعد از ازدواج به خانه خودش رفته بود، اما میتوانم بگویم که بیشتر از من و دو برادر دیگرمان حواسش به پدر و مادرمان بود. اگر هم برای آنها خدمتی انجام میداد، هیچ وقت به روی ما نمیآورد که چرا شما آن کار را انجام ندادید. بسیار به والدین مان و البته ما که از او بزرگتر بودیم احترام میگذاشت و تا آنجا که میتوانست هوای همه ما را داشت.
در خانه چند خواهر و برادر هستید، شهید متولد چه سالی بودند؟
آقا رضا متولد ۱۷ دی ۱۳۶۶ بود. ما در خانواده چهار برادر و چهار خواهر هستیم. شهید کوچکترین برادرمان بود. من متولد سال ۶۲ هستم و چهار سالی از او بزرگترم. دو برادرم پاسدار هستند. یکی از برادران بزرگم و آقا رضا که ۲۳ خردادماه در تجاوز صهیونیستها به شهادت رسید.
آقا رضا چه نگاهی به شغل پاسداری داشتند؟
اتفاقاً یکبار از او پرسیدم چرا این شغل را انتخاب کردی؟ به هرحال شغل نظامی حقوق بالایی ندارد و سختیها و خطرات خودش را دارد. در جواب گفت خودم را مدیون مملکتم میدانم و میخواهم در این لباس ادای دین کنم. در واقع به کارش علاقه داشت و دوست داشت به عنوان یک نظامی به کشور و مردمش خدمت کند. البته از فعالیتها و نوع کارش چیزی به ما نمیگفت. فقط میدانستیم درجه سرگردی دارد.
