فرماندهی که در مراسم اهل‌بیت خادمی می‌کرد

برادر شهید: برادرم و شهید مدافع حرم بلباسی هم سن و رفیق بودند و عکس‌های زیادی در اردو‌های مختلف دارند. خودم هم یک‌سال در کنار شهید بلباسی در بسیج دانشجویی کار کردم و معاون آموزش بسیج دانشجویی بودم. از سال ۱۳۷۳ جلساتی را بچه‌های سپاه در قائمشهر دایر کردند و من از نوجوانی به اتفاق شهید بلباسی و برادرم آقاجواد در این جلسات حضور داشتیم

برادر شهید: برادرم و شهید مدافع حرم بلباسی هم سن و رفیق بودند و عکس‌های زیادی در اردو‌های مختلف دارند. خودم هم یک‌سال در کنار شهید بلباسی در بسیج دانشجویی کار کردم و معاون آموزش بسیج دانشجویی بودم. از سال ۱۳۷۳ جلساتی را بچه‌های سپاه در قائمشهر دایر کردند و من از نوجوانی به اتفاق شهید بلباسی و برادرم آقاجواد در این جلسات حضور داشتیم

جوان آنلاین: سردار شهید جواد جورسرا یکی از فرماندهان ارشد نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در حملات تروریستی اسرائیل و امریکا به ایران در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به همراه سردار شهید امیرعلی حاجی‌زاده و یاران دیگر به شهادت رسید. او نخستین شهید مدافع وطن از شهرستان فیروزکوه و همچنین سی و دومین شهید روستای آسور بود که در خانواده مذهبی پرورش یافت. بعد از اتمام دوره خدمت سربازی به استخدام سپاه پاسداران درآمد و با سال‌ها مجاهدت در صنعت هوافضای سپاه، عاقبت نامش در زمره جان فدایان میهن ثبت شد و به دست شقی‌ترین سفاکان عالم، یعنی رژیم اشغالگر قدس به شهادت رسید. در گفت‌و‌گو با «حسین جورسرا» برادر و «محبوبه جورسرا» همسر شهید به زندگی و ابعاد شخصیتی این شهید پرداختیم. 

برادر شهید

چند سال با برادرتان فاصله سنی داشتید و شهید از کودکی چه روحیاتی داشتند؟
آقاجواد سال ۱۳۵۷ به دنیا آمد. ما دو برادر و یک خواهر بودیم. خواهرم فرزند بزرگ‌تر خانواده است و من سال ۶۱ متولد شدم و از آقاجواد چهار سال کوچک‌ترم. آقاجواد از کودکی خیلی کنجکاو، بازیگوش، شجاع و نترس بود. در نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه‌مند شد. جغرافیای کشورمان را خوب می‌شناخت. صراحت بیان و ذهن گشوده و نگاه تحقیقی حتی نسبت به دینش داشت. بصیرت سیاسی و تحلیل‌های سیاسی خوبی در مورد مسائل بین‌الملل و کشور ارائه می‌داد. حتی منابع غربی را مطالعه می‌کرد. ذهن نقادی داشت، همیشه در حال تحقیق بود. اهل رمان، شعر و ادبیات خواندن بود و همچنین موسیقی سنتی. رشته ورزشی کوهنوردی را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کرد و دو بار به قله دماوند و قله علم کوه صعود کرد. گاهی آواز می‌خواند، دستگاه‌های موسیقی را خوب می‌شناخت. من معلم هستم اشعار و نکات فلسفی را با هم رد و بدل می‌کردیم. اولین چیز‌ها را من از ایشان یاد گرفتم. مثلاً اولین بار در دوران دبیرستان از طریق برادرم با اندیشه‌های دکترشریعتی، شهید مطهری، امام موسی صدر و خیلی از بزرگان آشنا شدم. تابستان هرسال به روستای آسور می‌رفتیم. آقاجواد دعای کمیل و زیارت عاشورا را با صوت زیبا و سوز دل می‌خواند. علاقه خاصی به امام‌حسین (ع) و ارتباط معنوی خاصی با خدا داشت. واقعاً آدم خاکی بود. وقتی در مراسم مسجد و هیئت‌ها چایی پخش می‌کرد، بستگان نزدیک ما نمی‌دانستند ایشان از فرماندهان ارشد هوافضای سپاه است. باغی در روستا داشتیم آقاجواد در عین حال که اهل شعر و ادبیات و فلسفه بود، باغداری هم انجام می‌داد. به محیط‌زیست علاقه‌مند داشت. وقتی به کوهنوردی می‌رفتیم زباله‌ها را از طبیعت جمع می‌کرد. 

گویا با شهید مدافع حرم محمد بلباسی رفاقت دیرینه‌ای داشتند؟
بله با شهید مدافع حرم محمد بلباسی در قائمشهر هم‌محلی و رفیق بودیم. آقاجواد و شهید بلباسی هم سن و رفیق بودند و عکس‌های زیادی دراردو‌های مختلف دارند. من یک‌سال در کنار شهید بلباسی در بسیج دانشجویی کار کردم و معاون آموزش بسیج دانشجویی بودم. از سال ۱۳۷۳ جلساتی را بچه‌های سپاه در قائمشهر دایر کردند من از نوجوانی به اتفاق شهید بلباسی و برادرم آقاجواد در این جلسات حضور داشتم. این جلسات از دیدگاه معرفتی اثرگذار بود. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *