اولین شهید دوگل برای کودکان غزه اشک می‌ریخت

پسرم وقتی مظلومیت مردم غزه را از تلویزیون می‌دید اشک می‌ریخت. از ظلم و ستم رژیم تروریستی اسرائیل به مردم بی‌دفاع غزه عصبانی می‌شد. می‌گفت چرا صهیونیست‌ها اینقدر بی‌وجدان هستند که به اطفال و زنان رحم نمی‌کنند. می‌گفتم پسرم جنگ است. می‌گفت بابا آخر چرا بچه‌ها را می‌کشند؟

پسرم وقتی مظلومیت مردم غزه را از تلویزیون می‌دید اشک می‌ریخت. از ظلم و ستم رژیم تروریستی اسرائیل به مردم بی‌دفاع غزه عصبانی می‌شد. می‌گفت چرا صهیونیست‌ها اینقدر بی‌وجدان هستند که به اطفال و زنان رحم نمی‌کنند. می‌گفتم پسرم جنگ است. می‌گفت بابا آخر چرا بچه‌ها را می‌کشند؟

جوان آنلاین: تصاویر حمله رژیم صهیونیستی به میدان تجریش تهران در روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ گویای این حقیقت است که دشمن با هدف قرار دادن شاه لوله انتقال آب تهران درصدد ایجاد مشکل بی‌آبی برای مردم و از بین بردن شهروندان بی‌دفاع و غیرنظامی بود، اما نخست‌وزیر کودک‌کش رژیم صهیونیستی با یک لیوان آب فاضلاب تصفیه شده به دنبال فریب مردم ایران بود. در جنگ ۱۲ روزه و در حالی که رژیم تروریستی اسرائیل ادعا می‌کرد فقط اماکن نظامی را هدف قرار می‌دهد و با شهروندان عادی کاری ندارد، در روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ با پرتاب سه بمب در میدان قدس تجریش تعدادی از شهروندان غیرنظامی را به شهادت رساند و گروهی را نیز مجروح کرد. شهید «علی تیزکار» جوان ۳۴ ساله‌ای بود که آن روز با خودروی شخصی‌اش پشت چراغ قرمز میدان تجریش توقف کرده بود تا به محل کارش برود. او همراه تعداد دیگری از شهروندان بی‌دفاع در این تجاوز صهیونیست‌ها به شهادت رسید. نادر تیزکار پدر شهید علی تیزکار در گفت‌و‌گو با «جوان» با بغض فروخورده و خشم از جنایت رژیم کودک‌کش و غاصب اسرائیل از تنها پسرش برای‌مان گفت. 

علی آقا هنگام شهادت چند ساله بود و چطور اخلاقی داشت؟
من دو فرزند داشتم؛ یک دختر و یک پسر. علی فرزند دومم بود و ۲۹ اسفند ۱۳۶۹ در تهران به دنیا آمد. زمان شهادتش ۳۴ سال داشت. مهربانی، صفا و سادگی، دلسوزی و مردمداری پسرم زبانزد بود. او میوه دلم و امید زندگی‌ام بود که جانش را برای انقلاب و کشور فدا کرد. پسرم دبستان را در مدرسه قدس، دوره راهنمایی را در مدرسه شهید رجایی منطقه ۸ و دبیرستان را در مدرسه درخشان تحصیل کرد. دانشگاه را در رشته مهندسی صنایع در فیروزکوه گذراند. از کودکی بچه خوب، آرام و دلسوزی بود. بزرگ‌تر که شده بود به روستای‌مان دوگل پل سفید زیاد رفت و آمد می‌کرد. خیرش به مردم روستا می‌رسید. در مراسم ترحیم پسرم در روستای دوگل، روستاییان می‌گفتند قبل از اینکه ما از علی آقا درخواست کنیم ما را برساند او کشاورزانی را که کارشان در زمین تمام شده بود تا ورسک یا مقصد دیگر می‌رساند. بچه خیلی خوبی بود. اهل مطالعه بود و هیچ‌گاه به من و مادرش تندی نمی‌کرد. 

خط جهاد و شهادت در خانواده شما وجود داشت؟
من سال ۱۳۴۱ در قائمشهر به دنیا آمدم. مادرم اردبیلی و پدرم اهل روستای دوگل از توابع سوادکوه مرکزی بود. من در روستای دوگل به دنیا آمدم و قبل از انقلاب به تهران رفتم. زمان شاه در تهران زندگی کردم. دبیرستان ملی ۴۶ متری نارمک درس می‌خواندم، دوران شاه خیلی فقر بیداد می‌کرد. اینکه می‌گویند مردم زمان شاه را در رفاه بودند دروغ محض است. من زمان شاه از نزدیک دیدم آن موقع اگر مردم ایران حتی به سگ امریکایی‌هایی که در ایران بودند توهین می‌کردند تبعات زیادی برای آنها داشت. 
زمان جنگ تحمیلی سرباز نیروی دریایی بندرعباس بودم، از آنجا داوطلب شدم و به لشکر ۹۲ زرهی اهواز رفتم. از اهواز هم به جزیره مجنون اعزام شدم. حدود ۴۵ روز در جزیره مجنون خدمت کردم. راننده آمبولانس بودم و دوستان شهیدم را به اهواز انتقال می‌دادم. همچنین خواهرزاده‌ام نیز به شهادت رسیده است. 

خواهرزاده‌تان از شهدای دفاع مقدس بودند؟ کمی از این شهید بگویید. 
نه او در خدمت سربازی و بعد از جنگ شهید شد. خواهرزاده‌ام شهید سیدابراهیم موسوی متولد ۱۳۵۴ در قائمشهر بود. سال ۱۳۷۳ در سن ۱۹ سالگی خدمت سربازی‌اش را در کوخلان مریوان می‌گذراند که به اتفاق یکی از دوستانش می‌روند جنازه همرزم‌شان را بیاورند. اما آنجا در تله انفجاری ضد انقلاب می‌افتند و هر دو به شهادت می‌رسند. پیکر این دو شهید را با هم تشییع کردند و شهید سید ابراهیم موسوی در آرامگاه سیدنظام قائمشهر به خاک سپرده شد. پسرم از زمان طفولیت پسرعمه‌اش شهید ابراهیم موسوی را دیده بود و خیلی به او علاقه داشت. وقتی بزرگ شد به زیارت مزارش می‌رفت. اینجا یادی هم از شهید دیگری کنم. در زمان دانش‌آموزی، همکلاسی و دوستی به نام رشید پاریاو فلاح داشتم که با هم از روستای دوگل (از توابع بخش مرکزی سوادکوه) به ورسک می‌رفتیم. او آنجا درس می‌خواند. شهید رشید پاریاو سال ۱۳۴۰ در روستای اوریم سوادکوه متولد شد و هفدهم مرداد ۱۳۷۷ وقتی به عنوان دیپلمات و کاردار جمهوری اسلامی در افغانستان فعالیت می‌کرد، در حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزارشریف همراه هشت نفر دیگر از جمله خبرنگار شهید محمود صارمی به شهادت رسید. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *