پاسداری برای همسرم یک هدف مقدس بود

روز شهادت، همسرم دو امتحان در دانشگاه داشت. صبح امتحان اول را داد و بعد از ناهار، به دانشگاه رفت تا امتحان دوم را هم بدهد. خانه ما نزدیک محل کارش است. بعد از امتحان مستقیماً به سپاه برگشته بود. تنها چند دقیقه از حضورش نگذشته بود که صدای انفجار مهیبی بلند شد. مردم سراسیمه بیرون آمدند. کمی بعد خبر آوردند، محسن را به بیمارستان برده‌اند... همانجا به شهادت رسیده بود

روز شهادت، همسرم دو امتحان در دانشگاه داشت. صبح امتحان اول را داد و بعد از ناهار، به دانشگاه رفت تا امتحان دوم را هم بدهد. خانه ما نزدیک محل کارش است. بعد از امتحان مستقیماً به سپاه برگشته بود. تنها چند دقیقه از حضورش نگذشته بود که صدای انفجار مهیبی بلند شد. مردم سراسیمه بیرون آمدند. کمی بعد خبر آوردند، محسن را به بیمارستان برده‌اند… همانجا به شهادت رسیده بود

جوان آنلاین: شهید محسن قمی از نیرو‌های پاسدار سپاه اردستان بود که در جریان تجاوز رژیم صهیونیستی و امریکا به کشورمان، به شهادت رسید. شهید قمی متولد سال ۱۳۶۰ بود و هنگام شهادت ۴۴ سال داشت و دارای سه فرزند بود. این شهید بزرگوار هرچند دوران دفاع مقدس را تجربه نکرده بود، اما به گفته همسر شهید، روحیاتی همانند رزمندگان دوران جنگ تحمیلی داشت. تقید مذهبی و عشق و ارادت شهید قمی به اهل بیت (ع) بسیار مشهود بود. چنانچه در سال‌های جوانی هیئتی به نام انصار المهدی (عاشقان حسین) را تأسیس کرد که این هیئت، چون یک یادگاری ارزشمند از شهید، هنوز برپاست و مراسم مذهبی متعددی را در طول سال برگزار می‌کند. وجیهه فرهادیان، همسر این شهید والامقام در گفت‌و‌گو با روزنامه «جوان»، گوشه‌هایی از زندگی مشترک ۱۸ ساله خود با شهید را روایت می‌کند؛ روایتی که از ایمان، صداقت و استقامت حکایت دارد. 

از چه سالی همسفر زندگی شهید شدید؟ زمان ازدواج‌تان ایشان پاسدار بودند؟
سال ۱۳۸۵عقد کردیم. آن زمان هنوز ایشان به استخدام سپاه درنیامده بودند. همان سال ۸۵ همسرم به استخدام سپاه درآمد و یک سال دوره آموزشی را پشت سر گذاشت. از سال ۱۳۸۶عملاً زندگی مشترک‌مان آغاز شد و ۱۸ سال در کنار هم بودیم. 

ملاک شما برای ازدواج با ایشان چه بود؟ 
تقید ایشان به مسائل مذهبی واقعاً برایم جالب بود. شهید قمی پیش از ازدواج‌مان نخستین هیئت مذهبی اردستان را با نام انصارالمهدی (عاشقان حسین) تأسیس کرده بود. این هیئت هنوز هم فعال است و مراسم مذهبی متعددی در طول سال برگزار می‌کند. فضای همان هیئت و رفت و آمد‌های مذهبی، زمینه آشنایی ما را فراهم کرد. اردستان شهر کوچکی است و مردمش همدیگر را می‌شناسند. آشنایی ما هم در همین جمع‌های مذهبی رقم خورد. آقا محسن بسیار به سیدالشهدا (ع) و اهل‌بیت (ع) ارادت ویژه داشت. این خصوصیتش بسیار برای من ارزشمند بود. هیئت انصارالمهدی مثل یک یادگاری از این شهید برجای مانده است. یادگاری ارزشمندی که می‌تواند جوانان بسیاری را به سمت مسائل مذهبی و ارزشی سوق دهد. 

گویا شهید قمی علاوه بر پاسداری، فعالیت‌هایی هم در بسیج داشتند؟
بله، ایشان پس از پایان دوره آموزشی در بخش‌های مختلف سپاه فعالیت می‌کردند. از جمله بسیج دانش‌آموزی و امور فرهنگی. در واقع کار برای ایشان فقط یک وظیفه اداری نبود. معتقد بود پاسداری یک مسئولیت مقدس است و باید با عشق انجام شود. برای ارتباط با دانش‌آموزان بسیجی و خانواده‌ها وقت زیادی می‌گذاشت، جلسات مشاوره فرهنگی برگزار می‌کرد و حتی از شهر‌های دیگر کارشناس دعوت می‌کرد. همیشه می‌خواست بهترین نتیجه را برای نظام و مردم بگیرد. پشتکارش در کار مثال‌زدنی بود. تربیت دانش‌آموزان از سن کم هدفی بود که ایشان در بسیج دانش‌آموزی دنبال می‌کرد. شهید به ادامه تحصیل هم در کنار کارش بسیار اهمیت می‌داد. رشته حسابداری در دانشگاه آزاد می‌خواند. تحصیل را بسیار دوست داشت و همزمان عاشق خدمت در سپاه بود و با علاقه فراوان وارد این مسیر شد. بار‌ها به من می‌گفت پاسداری متفاوت از هر شغل دیگری است، چون مسئولیت آن حفظ خون شهدا و دفاع از ولایت است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *