معتقدم مهمترین برهه در استفاده از هوش مصنوعی جنگ اخیر ایران و امریکا بود. خیلیها آمدند در قالب فانتزی و سبکهای دیگر تولیدات نمایشی عرضه کردند. برای مثال پویانمایی آن ناوی که در حال عبور از تنگه هرمز بود و ایران به آن اخطار داد، خیلی سریع و در عرض یک روز ساخته شد. این خوبی هوش مصنوعی است. کمترین امکانات و بیشترین دستاورد و مهمتر اینکه این امکانات به دست تودههای مردم در سراسر جهان است و دیگر در قبضه و کنترل نظامهای حکمرانی و دولتها نیست
جوان آنلاین: نفوذ و ظهور هوش مصنوعی در تولیدات نمایشی، بهخصوص در جریان حوادثی، چون نبردهای نظامی ایران مقابل رژیم صهیونیستی و امریکا موضوع گفتوگوی «جوان» با فرهاد عظیما، سازنده باسابقه عرصه پویانمایی است که خواندن آن خالی از لطف نیست.
تا چندی پیش جشنوارههای فیلم نسبت به آثار تولید شده به کمک هوش مصنوعی منفعل رفتار میکردند و به اصطلاح گارد داشتند، اما اخیراً یکی از جشنوارههای فیلم اروپایی درباره هوش مصنوعی پروتکلهایی وضع کرده و عنوان کرده بهطور کلی تولیدات در این زمینه را نفی و ممنوع نکرده و آثاری که از این فناوری به شکلی خلاقانه استفاده کرده باشند استقبال هم میکند. فکر میکنید هوش مصنوعی تا کجا میتواند در تولیدات نمایشی جای باز کرده تا نوعی مشارکت خود را در این تولیدات تثبیت کرده باشد؟
سالها پیش که قرار بود قسمت دوم ارباب حلقهها ساخته شود، برای تولید این اثر باید برای مثال به دکوری که در یک جزیره خاص در آن سوی جهان ساخته شده بود میرفتند و یک گروه عظیم فیلمبرداری با تجهیزات خیلی گران و بازیگران خیلی گرانتر را مستقر میکردند و ماهها و برخی مواقع حتی سالها کار میکردند تا بتوانند فیلم خود را تولید کنند. همین اثر شاید بتوان گفت در آیندهای، نهچندان دور با هزینه یکصد هزارم آن فیلمها در یک روستای افتاده در ایران، در یک اتاق از سوی یک نفر نیروی انسانی با یک رایانه شخصی بتواند ساخته بشود! هرچند آثار هوش مصنوعی هنوز روح آثار دیگر را ندارد، اما حقیقت ماجرا این است که روح انسانی را میتوان در هوش مصنوعی نیز دمید. همچنان که پیش از این نیز فیلمسازان و عوامل از روح خود و گروه تولید در آثار میدمیدند، اینجا نیز ما با نظارت و هوش طبیعی مواجهیم که هوش مصنوعی را تنها یک واسطه قرار داده و از او میخواهد آنچه مطابق میل اوست را با جزئیاتی که هوش طبیعی انتظار دارد تولید کند. ما زمانی نسبت به تولید آثاری مثل نبرد خلیج فارس ۱ و ۲ مشکل سختافزاری و مالی داشتیم و آنهایی که حتی مثل ما مشکل نداشتند عنوان میکردند به سختی باید تحریمها را دور بزنیم و از امریکای شمالی قطعهای را تهیه کنیم و به اصطلاح رندرهایمان را آنجا انجام بدهیم یا موشنکپچرهایی بخریم و به ایران بیاوریم و با هزینههای میلیارد تومانی فیلم تولید کنیم که این تکنولوژی امکان انعطاف و تغییر در حرکات و انیمیشنها را فراهم کند. این ویژگی به سازندگان انیمیشن اجازه میدهد تا به راحتی حرکات را تغییر و به نیازهای خود تطبیق دهند. برای مثال برای حرکت مو یا حرکت لباس تخصص ویژهای وجود دارد که یک تیم مثلاً صد نفره میتوانند یک اثر انیمیشن را تولید کنند. الان هوش مصنوعی هزینه تمام شده این اثر را به شدت کاهش داده است. ببینید، طرف مثلاً ۳۰ سال تجربه در یک کار تخصصی انیمیشن داشته است، اما الان یک نوجوان ۱۰ ساله میتواند پرامپتنویسی کند و کاری ارائه دهد که به لحاظ نمایشی قابل اعتنا باشد. تأکید میکنم این اتفاق در حال شکل گرفتن است و امکاناتش موجود است و فقط نخبههایی باید ظهور کنند که آن را به منصه ظهور برسانند.
در هوش مصنوعی هم نویسندهها دور میخورند و هم تا حدودی فیلمسازها. الان یک اتفاق عجیبی در صنعت فیلمسازی و انیمیشنسازی جهان در حال رقم خوردن است، این است که با یک لپتاپ در گوشهای از کویر که برای مثال برق آن از انرژی خورشیدی باشد و اینترنت هم باشد، در کنار عقربها و مارها یک فیلم قابل توجه میتوان درست کرد. این هنوز اتفاق نیفتاده، اما جهان در آیندهای نزدیک چنین چیزی را به چشم خواهد دید. این کار فقط پرامپتنویسهای حرفهای و خلاق میخواهد. بازیگر حذف میشود و دیگر فیلمساز مجبور نیست یک صحنه رزمی را بارها فیلمبرداری کند تا به یک دستاورد ویژه برسد، هم بدلکار ویژه بیاورد و هم او را بیمه کند.
در جنگ ایران مقابل رژیم صهیونیستی و امریکا این مسئله بسیار نمود داشت و آثار پویانمایی قابل توجهی در فضای جنگ در کشورهای غربی ساخته شد. آثاری که خیلی سریع ساخته میشد و حساس به زمان بود. پویانمایی لوگوها که در ایران و در جنگ رمضان به فضای مجازی آمد و در کل جهان با موضوع ایران و مدرسه میناب منتشر شد، صحنه جهانی را به سود کشورمان تغییر داد. از یک طرف موشکهای ایرانی و از سوی دیگر موشکهای فرهنگی شلیک میشد که شامل انیمیشنها و مکمل عملیات نظامی بود، تا حدی که عدهای از این آثار الگو گرفتند و دست به تولید آثاری مشابه زدند، چون جواب داده بود و این یک خبر بسیار بزرگ بود که دیگر نیازی به سختافزارهای خیلی گرانقیمت نیست و آن گدابازیهایی که دولتها در ارائه دادن امکانات سختافزاری به برخی و تحریم دیگران درمیآوردند، دیگر در بخش انیمیشن معنایی ندارد. الان آن حلقهها شکسته شده و آدمها میتوانند در خانه خودشان فیلمهای باکیفیت بالا به لحاظ بصری تولید کنند. در حال حاضر دیگر فضا برای رشد تصاعدی بچههای نخبه در سراسر جهان وجود دارد تا نظام سلطه را به سود مردم به چالش بکشند و دولتهای غربی برای همین سعی میکنند اینترنت را محدود و دسترسیها را بیشتر از قبل کنترل کنند.
بهطور قطع این امکانی که میفرمایید فقط محدود به جنگ سخت نیست و در جنگ نرم و بخش فرهنگی مثل عفاف و حجاب هم میتوان از این فرصت استفاده کرد.
معتقدم مهمترین برهه در استفاده از هوش مصنوعی جنگ اخیر ایران و امریکا بود. خیلیها آمدند در قالب فانتزی و سبکهای دیگر تولیدات نمایشی عرضه کردند. برای مثال، پویانمایی آن ناوی که در حال عبور از تنگه هرمز بود و ایران به آن اخطار داد، خیلی سریع و در عرض یک روز ساخته شد. این خوبی هوش مصنوعی است. کمترین امکانات و بیشترین دستاورد و مهمتر اینکه این امکانات در دست تودههای مردم در سراسر جهان است و دیگر در قبضه و کنترل نظامهای حکمرانی و دولتها نیست. البته دولتها میکوشند ملتها را از داشتن این امکان محروم کنند، اما مقابل این موج بسیار منفعل هستند. نکته اینجاست که هوش مصنوعی نمیداند ما چه چیزی میخواهیم، اما ایدههای خلاقانه افراد میتواند به خوبی از آن کار بکشد. این رؤیای بچههای دهه ۷۰ و ۸۰ بود که برای مثال میگفتند، مگر میشود شما با دو جمله فیلم درست کنید! ما این را در خواب هم نمیدیدیم، اما پرامپتنویسها این فضا را درمینوردند. پرامپت، دستورالعملهایی است که به هوش مصنوعی میفهماند دقیقاً در ذهن ما چه چیزی میگذرد. این یک فرصت ویژه و تاریخی است برای حقجویان، عدالتخواهان و دوستداران مکتب اهل بیت (ع) در سراسر جهان تا صدای حق و حقیقت را به همه ملتها برسانند. البته دشمن هم بیکار ننشسته و سعی میکند این فرصت و امکان را محدود کند. ما اخیراً فیلمی ساختیم که در واقع یک ریلز (ویدئوی کوتاه سرگرمکننده در فضای مجازی) اینستاگرامی درباره انهدام هواپیمای ال۱۰ امریکایی در آسمان ایران بود. این هواپیما مورد اصابت یک موشک دوشپرتاب ایرانی قرار میگیرد و سقوط میکند. لحن کار کمی طنز بود که در محیط اینستاگرام با شرایط قطع اینترنت بینالملل بازدید خیلی خوبی داشت و ۹۰ درصد بازدیدکنندهها هم غیرایرانی بودند. ما از طریق تولیداتی که هوش مصنوعی در اختیارمان میگذارد، میتوانیم مبانی و قدرت نرم و سخت خود را نشان بدهیم و تا حدی این فضای یکسویهای که رسانههای معاند علیه کشورمان ایجاد کردهاند را بشکنیم که بحمدالله تا حدی هم این فضا به یمن شبکههای اجتماعی شکسته و صدای حقیقت بهرغم خواست دولتهای سلطهگر به گوش مردم جهان میرسد. این روند اگر به لطف خدا ادامه پیدا کند، شاهد اتفاقات خیرهکنندهای در سطح جهان خواهیم بود. همانطور که درباره فلسطین همه ملتها به خروش آمدند و اجازه ندادند فضای یکطرفه رسانهای روایتگر صحنه جنگ غزه در فلسطین باشد. در همین جنگ اخیر، ماجرای بستن تنگه هرمز تحقیر بزرگی برای امریکا بود. ما در انتشار همین ریلزی که گفتم، کامنتهای زیادی از شهروندان غیرایرانی دریافت کردیم که مسائل ایران را دنبال میکردند و پیگیر بودند. امیدواریم که در یک اشل بزرگتری بتوانیم کارهای بیشتری ارائه کنیم.
در بحث پرده سبز و امکانات تکنولوژیک از این دست، ابراهیم حاتمیکیا و فیلمسازان دیگری از سالها پیش دست به تجربیات خوب و ارزشمندی زدند و سینمای ایران را به لحاظ استفاده از فناوریهای روز ارتقا دادند. هوش مصنوعی چقدر این فضا را جلوتر برده یا خواهد برد؟ ضمن اینکه مشکل اصلی سینمای ایران قصه و فیلمنامه است. هوش مصنوعی در این زمینه چقدر میتواند یاریگر هنر سینما باشد؟
به نظرم فیلمنامه فعلاً چالش بزرگی برای هوش مصنوعی است، اما در جلوههای ویژه بخش زیادی از زحمات فعالان این عرصه نابود میشود، چون هوش مصنوعی به سرعت در حال تحمیل توانمندیهای خود است. پرامپتنویسان با چند دستورالعمل و جمله میتوانند کاری را انجام بدهند که یک شرکت بزرگ جلوههای ویژه آن را در مدت یک ماه با هزینه، وقت، تجهیزات و نیروی انسانی بسیار به سرانجام میرساند. در بحث نویسندگی، اما فکر میکنم هنوز هوش مصنوعی نتوانسته در مقابل توانمندیهای انسانی جا باز کند. ما روح انسانی را همچنان در قلمهایی که انسان خردمند آن را تحریر میکند، مشاهده میکنیم.
