آماده شهادت بود و آن را هنر مردان خدا می‌دانست

از همان لحظه‌ای که صدایش را شنیدم، مهرش دردلم نشست. باورم نمی‌شد من که هیچ قصدی برای ازدواج نداشتم، اینگونه بی‌اختیار به او «بله» بگویم. می‌گویند عشق در نگاه اول اتفاق می‌افتد و برای من و او این اتفاق افتاد. او از همان ابتدا تلاش می‌کرد دل مرا به دست بیاورد تا این وصلت سر بگیرد. من هم از همان نگاه اول عاشقش شدم و تصمیم گرفتم همه سختی‌ها را به جان بخرم

از همان لحظه‌ای که صدایش را شنیدم، مهرش دردلم نشست. باورم نمی‌شد من که هیچ قصدی برای ازدواج نداشتم، اینگونه بی‌اختیار به او «بله» بگویم. می‌گویند عشق در نگاه اول اتفاق می‌افتد و برای من و او این اتفاق افتاد. او از همان ابتدا تلاش می‌کرد دل مرا به دست بیاورد تا این وصلت سر بگیرد. من هم از همان نگاه اول عاشقش شدم و تصمیم گرفتم همه سختی‌ها را به جان بخرم

جوان آنلاین: زیبایی زندگی من، محمدرضا و سارینا ادامه داشت تا به روز‌های جنگ تحمیلی رسید. جمعه ۲۳ خرداد بود، همسرم شیفت کاری داشت، اما، چون جمعه‌ها معمولاً دیرتر می‌رفتند، خیال می‌کردم صبح فرصت بیشتری داریم. حدود ساعت چهار صبح بود، همه خواب بودیم که گوشی‌اش زنگ خورد. فرمانده‌اش تماس گرفت و خواست فوری خودش را به محل کار برساند. از همان لحظه دلشوره عجیبی به جانم افتاد. مدام می‌پرسیدم: «مگر امروز جمعه نیست؟ چرا اینقدر زود باید بروی؟ چه اتفاقی افتاده؟»، اما او فقط با آرامش می‌گفت: «هیچی نشده… آنقدر اصرار کردم که بالاخره آرام گفت: «اسرائیل حمله کرده، تعدادی از فرمانده‌های سپاه ترور شده‌اند.» روایت‌های همسر ستوان یکم شهید محمدرضا حسینی‌صبا از شهدای فراجا که در حملات اخیر رژیم‌صهیونیستی به شهادت رسید را می‌خوانیم.

 در نگاه اول عاشقش شدم
سال ۱۳۹۲ دانشجو بودم و اصلاً قصد ازدواج نداشتم و هرگاه خواستگاری به خانه‌مان می‌آمد، به خانواده‌ام می‌گفتم اجازه حضور در خانه را هم به آنها ندهید، چون هدفم فقط ادامه تحصیل بود، اما گویی از همان ابتدا حکایت محمدرضا با همه تفاوت داشت. از طریق یکی از دوستان مشترک‌مان، مادرهای‌مان با هم آشنا شدند. اصرار برای خواستگاری که شد، من ابتدا قبول نمی‌کردم و می‌گفتم علاقه‌ای ندارم تا اینکه نهایتاً رضایت دادم و گفتم ایرادی ندارد، فقط بیایند. آن روز که وارد منزل‌مان شدند، من در اتاقم بودم. از همان لحظه‌ای که صدایش را شنیدم، مهرش در دلم نشست. باورم نمی‌شد من که هیچ قصدی برای ازدواج نداشتم، اینگونه بی‌اختیار به او «بله» بگویم. می‌گویند عشق در نگاه اول اتفاق می‌افتد و برای من و او این اتفاق افتاد. او از همان ابتدا تلاش می‌کرد دل مرا به دست بیاورد تا این وصلت سر بگیرد. من هم از همان نگاه اول عاشقش شدم و تصمیم گرفتم همه سختی‌ها را به جان بخرم. وقتی به خواستگاری‌ام آمد حدود دو سال از اشتغالش گذشته بود و در شهرک آزمایش به عنوان پلیس راهور خدمت می‌کرد. 

 سختی کار، شیفت‌های طولانی و… 
 محمدرضا همان ابتدا از سختی شغلش گفت. می‌دانستم زندگی نظامی‌ها سختی خودش را دارد. پدرم نظامی بود و با این شرایط آشنا بودم و پذیرفتم. پدرم در نیروی هوایی خدمت می‌کرد و همین باعث شد با سختی‌های این سبک زندگی بیگانه نباشم. من و محمدرضا با عشق زندگی‌مان را آغاز کردیم. اوایل زندگی مشترک‌مان بسیار سخت گذشت. در یک خانه استیجاری در خیابان پیروزی نزدیک به هشت سال زندگی کردیم، اما او به خاطر سختی‌های زیادی که در محل کارش داشت و شیفت‌های طولانی تصمیم گرفت، محل خدمتش را تغییر بدهد. هر چند محیط کارش راحت‌تر بود، اما، چون می‌خواست بیشتر کنار من باشد، گفت: «بهتر است به یگان امداد بروم. آنجا شیفت‌ها کمتر است، حتی اگر کار سخت‌تر باشد، وقت بیشتری برای تو و خانواده‌ام خواهم داشت.»
او مدتی به یگان امداد منتقل شد و حدود شش سال در آنجا خدمت کرد. بعد از آن به یگان حفاظت مجلس رفت و نزدیک به دو سال هم در آنجا مشغول بود. در ادامه مسیر کاری‌اش او را به فرماندهی در فاتب رساند و مشغول خدمت در آن مجموعه شد. او عاشق کارش بود. هیچ‌وقت شغلش را از سر رفع تکلیف انجام نمی‌داد و با تمام صداقت و عشق خدمت می‌کرد. 

 دختری به نام سارینا
محمدرضای من بسیار آرام بود. در عین حال داشتن این آرامش، همیشه همراه و همدل من هم بود. من از بچگی عاشق اسم «سارینا» بودم. با خودم می‌گفتم اگر روزی ازدواج کنم و دختری داشته باشم، حتماً اسمش را سارینا می‌گذارم. در بهمن ۹۷ خدا دخترمان را به ما هدیه داد. فقط یک‌بار به همسرم گفتم: «من خیلی عاشق اسم سارینا هستم و از همان اول دوست داشتم اسم دخترم باشد.» او هیچ مخالفتی نکرد و گفت: «هرچه تو دوست داری همان باشد. بچه را ۹ ماه در وجودت بزرگ و سختی زایمان را تحمل می‌کنی، پس اسمش را هم تو انتخاب کن.» به همین خاطر من خودم نام سارینا را برای دخترمان برگزیدم. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *