۲۵ خرداد همسرم به سرکارش رفته بود که در خیابان صابونچی قرار دارد. خانه خواهرم دقیقاً نزدیک محل شهادت همسرم بود. وقتی اسرائیل جنایتکار به خیابان صابونچی تهران موشک زد، خواهرم با من تماس گرفت و همان موقع خودم را رساندم. از همان لحظات اول انفجار تا ساعت ۲ یا ۳ نیمه شب محل اصابت موشک را کندیم تا پیکرها را بیرون آوردیم
جوان آنلاین: در تجاوز آشکار رژیم تروریستی اسرائیل و امریکا به ایران، تعداد زیادی از مردمان عادی نیز به شهادت رسیدند که عدهای از آنها زنان و کودکان بیدفاع بودند. شهیده عاطفه صادق زاده، مهندس معمار و کارمند پخش لوازمالتحریر، یکی از همین شهدای غیر نظامی بود. او اصالتی دامغانی داشت، اما در تهران زندگی میکرد. روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ عاطفه مانند هر روز به محل کارش در خیابان صابونچی تهران رفت. ولی این روز با روزهای دیگر فرق داشت. ناگهان اصابت یکی از بمبهای رژیم صهیونیستی به محل کارش، منجر به شهادت او و تعداد دیگری از مردم بیدفاع شد. عاطفه مادر بود و همسر. او دغدغه کمک به کودکان بیبضاعت، مخصوصاً کودکان کار را داشت. همسرش میگوید: شهیده هر ماه مبلغی از حقوقش را صرف کمک به کودکان بیبضاعت میکرد. ارادت بسیاری نیز به مادر سادات حضرت فاطمه زهرا (س) داشت. در همکلامی با مجید صادقزاده، همسر شهیده عاطفه صادقزاده، مروری به جنایات رژیم صهیونیستی و برگهایی از زندگی این شهیده جنگ ۱۲ روزه داشتیم که از نظرتان میگذرد.
اصالتاً اهل کجا هستید؟ گویا نسبت فامیلی با همسرتان دارید؟
همسرم و من یک نسبت فامیلی دوری داریم. هر دو متولد تهران هستیم، اما اصالتمان دامغانی است. اصلیت پدرومادر هر دوی ما هم به دامغان در استان سمنان برمیگردد. معمولاً اگر یک نفر از اقوام ما مرحوم شود، پیکرش را در روستای کلاته ملا دامغان دفن میکنیم. همسرم، شهیده عاطفه صادقزاده متولد ۱۳۶۷ و کارمند فروش لوازمالتحریر پلیکان بود. من نوه عموی همسرم هستم.
ایشان دارای چه شخصیتی بودند؟ اخلاق و رفتارشان چطور بود که برای ازدواج انتخابشان کردید؟
