جانم فدای رهبر

حلقه نامزدی که در انگشت عروس‌خانم نشست، مهدی بلند شد خداحافظی کند. زهرا باورش نمی‌شد که همسرش مراسم را رها کند و برود. با بغض به مهدی گفت: «امروز بهترین روز زندگی پسرت است. یک‌عمر آرزویش را داشتی. حداقل تا آخر مراسم بمان» ولی مهدی اولین باری بود که به خواسته دل زهرا عمل نکرد و گفت: «نیم‌ساعت به‌خاطر شما آمدم، ولی به‌خاطر مردم وطنم باید بروم» 

حلقه نامزدی که در انگشت عروس‌خانم نشست، مهدی بلند شد خداحافظی کند. زهرا باورش نمی‌شد که همسرش مراسم را رها کند و برود. با بغض به مهدی گفت: «امروز بهترین روز زندگی پسرت است. یک‌عمر آرزویش را داشتی. حداقل تا آخر مراسم بمان» ولی مهدی اولین باری بود که به خواسته دل زهرا عمل نکرد و گفت: «نیم‌ساعت به‌خاطر شما آمدم، ولی به‌خاطر مردم وطنم باید بروم» 

جوان آنلاین: شهید امیر سرتیپ مهدی قرایلو، مسئول دفتر فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا (ص)، از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی است. آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از زندگینامه اوست.

جرعه‌نوش انقلاب

مهدی قرایلو، هشتم تیر ۱۳۵۵ به دنیا آمد. هنوز شیرخواره بود که بارقه‌های انقلاب روشن شد و روح انقلابی‌گری همراه شیر مادر در شیره جانش نفوذ کرد و با رگ و خون و گوشتش درآمیخت. مادر، زنی سختکوش و منضبط بود که نظم و ترتیبش در کار و زندگی، زبانزد خاص و عام بود و همه او را با این شاخصه می‌شناختند؛ شاخصه‌ای که به مهدی هم ارث رسیده بود.

از همان کودکی، بچه منظم و پرتلاشی بود و در هر کاری، نهایت همتش را به کار می‌برد. آرام و حرف‌گوش‌کن بود و همیشه رفتارش او را چند سال از هم‌سن‌وسال‌هایش بزرگ‌تر نشان می‌داد. به سن مدرسه که رسید، معلوم شد جزو شاگردان ممتاز در درس و اخلاق و تربیت است. وقتی از مدرسه برمی‌گشت، اول اتاق و کتاب‌هایش را مرتب می‌کرد. همه‌جا که تمیز و منظم می‌شد، شروع می‌کرد به درس خواندن و تا همه تکالیف و کارهایش تمام نمی‌شد، سراغ بازی و حتی غذا خوردن هم نمی‌رفت.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *