سید حسام سیدین، استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت: اولین جلسه تمرین کلاس کاراتهام را هنوز، چون تصویری زنده در قاب خاطراتم به یاد دارم. برای هر نفر حریفی انتخاب شد؛ حریف من یکی از شاگردان پیشکسوت باشگاه بود، دندانپزشکی با پنج سال سابقه ورزشی و کمربند مشکی. مربی به او سفارش کرد که جلسه اول من است و مراقب ضربهها باشد. اما من، در سودای خام خویش، خود را پیلتنی میپنداشتم و چندان پروای احتیاط نداشتم. با نخستین ضربهای که بر سینهام نشست، گویی صدای خرد شدن استخوانی را در قفسه سینهام حس کردم. درد امانم را برید و تمرین متوقف شد.
با وجود آن تجربه تلخ، شعله اشتیاقم به این هنر رزمی فرو ننشست و دو ماه بعد دوباره به تمرین بازگشتم. این بار اما، با درسهایی که از آن خامیِ دردناک آموخته بودم، ماجرا متفاوت بود. با احتیاطی آگاهانه، خشتبهخشت مقاومت و پایداری را در وجود خود تقویت کردم. ثمره آن شد که با وجود سنگینتر و سهمگینتر شدن ضربات حریف، دیگر آن صدای شوم شکستن در سینهام نپیچید.
این خاطره از مقاومت جسم را بازگو کردم تا به داستان عروج بلند این ملت به قله برسم و به فلسفه آن ضربههایی اشاره کنم که بر پیکره نظام مقدس جمهوری اسلامی وارد آمده است.
