زندگی مشترکمان ۴۰ سال بود. یعنی از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۴۰۴ که حاجی به شهادت رسید. در این چهار دهه، خدا چهار فرزند به ما هدیه داد. دو دختر و دو پسر. چون شهید در جاهای مختلف مأموریت داشتند، برای همین پسربزرگم در شهرستان الشتر و دخترم درسال ۱۳۶۸ در خرمآباد و دختر دومی و پسر کوچکم در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۲ در سنندج متولد شدند
جوان آنلاین: سردار شهید سرتیپ پاسدار حاج محمدتقی یوسفوند، فرمانده حفاظت اطلاعات سازمان بسیج مستضعفین، از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی است. این شهید از اهالی شهرستان سلسله در استان لرستان بود که در دوم تیر ۱۴۰۴ درمحل کارش در سازمان بسیج مستضعفین به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید گرانقدر بنا به وصیت خودش در گلزار شهدای شهرستانالشتر به خاک سپرده شده است. سردار یوسفوند، عمر خود را در راه خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی سپری کرده بود. در جوانی در جبهههای دفاع مقدس حضور یافته و در میانسالی در جنگ با شقیترین دشمنان اسلام شهید شد. گفتوگوی «جوان» با فروزان پور مرادی، همسر شهید را پیش رو دارید.
شهید یوسفوند موقع شهادت چند سال داشتند؟ از چه زمانی به جبهههای دفاعمقدس رفتند؟
حاج محمدتقی در سال ۱۳۴۵ در خانواده متدین و مذهبی در روستای چناره الشتر واقع در شمال غرب شهرسلسله در استان لرستان به دنیا آمده بود. پدر ایشان حاج نظرعلی یوسفوند، یک فرد بسیار متدین و با ایمانی بودند که به میهماننوازی بسیارمعروف بودند.
همیشه سفره ایشان برای میهمانها چه افراد غریبه و چه دوستان پهن بود و بسیار فرد غریب نوازی بودند. شغلشان کشاورزی بود. ایشان صاحب شش فرزند، سه دختر و سه پسر بودند که شهید فرزند چهارم خانواده بود. حاج محمدتقی تحصیلات ابتدایی را در روستای دره گیره ایران از روستاهای همجوار چناره گذراند و دوره راهنمایی به مرکز شهر الشتر در مدرسه راهنمایی ابنسینا رفت.
دوره دبیرستان شهید حاج محمدتقی همزمان با جنگ تحمیلی بود. ایشان پایه یازدهم بود که درس را رها کرده و به عضویت بسیج درآمد. از طریق بسیج به جبهههای جنگ اعزام شد. در بیشتر عملیات جنگ تحمیلی شرکت کرد و از ناحیه پا هم جانبازی و مجروحیت داشت.
در همان زمان جنگ به عضویت سپاه درآمدند؟
بله، ایشان در سال ۱۳۶۲ به عضویت سپاه پاسداران در آمد. سردار شهید یوسفوند، چهار سال مسئولیت حفاظت اطلاعات سپاه بیتالمقدس استان کردستان را برعهده داشت تا در سال ۱۳۹۸ با دریافت درجه سرتیپ دومی، به عنوان مسئول حفاظت اطلاعات سازمان بسیج مستضعفین منصوب شد. تا زمان شهادت در همین سمت بود.
خصوصیات اخلاقی حاج محمدتقی را چطور توصیف میکنید؟
از خصوصیات اخلاقی شهید اگر بخواهیم صحبت کنیم؛ بحث توجه به نماز اول وقت و شرکت در نماز جماعت ایشان بسیار در زندگیاش پررنگ بود. زمانی هم که در منزل حضور داشت تا جایی که میتوانست؛ مسجد میرفت. به خصوص نماز مغرب و عشا را در حتماً در مسجد و به جماعت میخواند. موقعی که در شهرستان الشتر بودیم، با اینکه فاصله مسجد تا منزل زیاد بود، ولی حاجی همیشه برای نماز مغرب و عشا به مسجد جامع میرفت. یادم میآید یک بار یک جفت کفش نو از اصفهان برای خودش سفارش داده بود و گفت کفشها را اولین بار برای رفتن به مسجد میپوشم. همان شب کفشهای حاجی را دزیدند و حاجی گفت: «این شیطان میخواهد من مسجد نروم.»
نسبت به خواندن نمازهای نوافل و نماز شب هم خیلی تأکید داشت و خواندن نماز شب جزء وجودی ایشان شده بود. از همان جوانی خواندن نماز شب برای ایشان همانند عادت شده بود. برای همین هیچ وقت خواندن نماز شب را ترک نمیکرد. هیچ روزه قضایی هم بر گردن نداشت و همیشه سعی میکرد برای پدرومادرشان با خواندن نماز قضا و گرفتن روزه خیرات رد کند.
در بحث پرداخت خمس نیز ایشان بسیار حساس و مقید بود و خمس سالشان را پرداخت میکرد. حتی فراتر از آن مقدار در برنامه سالیانه خود در نظر داشت. موقع برداشت محصول کشاورزی (گندم) که در شهرستان داشتیم، حتماً اول زکات آن را پرداخت میکرد. در ماه مبارک رمضان روز قبل از عید فطر زکات فطریه را مشخص میکرد.
همچنین حاجی روی سرپرستی ایتام خیلی تأکید داشت. به وسع مالی خودشان چند نفری را به سرپرستی قبول کرده بود و رسیدگی میکرد. تقریباً از ۱۹، ۲۰ سال پیش شروع کرد سرپرستی فرزندان یتیم را برعهده گرفت. اولین بار در خرمآباد سرپرستی یک دختر خانمی را برعهده گرفت و ماهیانه مبلغی را واریز میکردیم. چون کارهای بانکی حاجی را من انجام میدادم همیشه یادآوری میکرد که یادم نرود ماهیانه آن دختر را پرداخت کنم. بعد از چند وقت دخترخانم ازدواج کرد و دوباره یک دخترخانم دیگری را به سرپرستی قبول کرد که در حد توان کمک میکرد.
