ایمان داشت که روزی شهید خواهد شد

۱۰ شب پدرشوهرم از تماس‌های مکرر ما و از نگرانی ما به منزل‌مان آمد. وقتی که رسیدند لباس‌هایشان خاکی بود. چهره خیلی در هم و ناراحتی داشتند. از سؤالاتی که از وی داشتم به من اشاره کردند؛ دخترم را به داخل اتاق دیگر ببرم. فهمیدم خبر بدی در راه است. گوشی را دادم به دخترم که بازی کند. دخترم با بغض گفت: «بابا شهید شده است.»

۱۰ شب پدرشوهرم از تماس‌های مکرر ما و از نگرانی ما به منزل‌مان آمد. وقتی که رسیدند لباس‌هایشان خاکی بود. چهره خیلی در هم و ناراحتی داشتند. از سؤالاتی که از وی داشتم به من اشاره کردند؛ دخترم را به داخل اتاق دیگر ببرم. فهمیدم خبر بدی در راه است. گوشی را دادم به دخترم که بازی کند. دخترم با بغض گفت: «بابا شهید شده است.»

جوان آنلاین: شهید حامد اصفهانی‌مقدم متولد سال ۱۳۶۶، متأهل و دارای یک دختر هفت‌ساله بود که روز دوم تیرماه در حمله رژیم صهیونیستی به محل کارش در سازمان بسیج به شهادت رسید. آشنایی خانواده شهید اصفهانی و همسرش در شب عاشورای سال ۸۹ بود. سال‌ها گذشت تا اینکه اول محرم سال ۱۴۰۴ پیکر حامد دفن شد و این زندگی عاشقانه ۱۵ ساله تمام شد. نعمیه بهرامی، همسر شهید در گفت‌و‌گو با ما، راوی خاطرات یک بسیجی شد که عمرش را در بسیج و خدمت به مردم سپری کرد و عاقبت نیز در ساختمان سازمان بسیج به شهادت رسید. 

چطور با شهید اصفهانی آشنا شدید؟ 
ازدواج ما به صورت کاملاً سنتی اتفاق افتاد. شب عاشورای ۱۳۸۹ من همراه پدرومادرم در مراسم حسینه شهدای بسیج در محل افسریه که متعلق به سازمان بسیج مستضعفین کشور است شرکت کردیم. خواهر همسرم در مراسم حضور داشتند و کنار من و مادرم نشسته بودند. چون ایشان به دنبال همسر برای برادرشان بودند من را زیر نظر گرفته بودند. بعد از مراسم، خواهرهمسرم از مادرم شماره می‌گیرد تا برای امر خواستگاری تماس بگیرند. یک یا دو روز بعد مادرشان تماس گرفتند و قرار خواستگاری را گذاشتند. برای اولین بار مادر شهید با خواهر شهید آمدند. بعد معیار‌های اولیه را که در خانواده ما دیدند، جلسه بعد با آقا حامد برای امر خواستگاری آمدند. برای اولین بار که ایشان را دیدم از لحاظ ظاهری به دلم نشست. ولی کلاً از آینده ازدواج می‌ترسیدم و تردید داشتم. راحت‌تر بگویم دودل بودم. دو جلسه‌ای که باهم صحبت کردیم، آقا حامد به من گفتند نظرشان مثبت است. چون عقاید و معیارهای‌مان خیلی به هم نزدیک بود. خانواده‌ها هم از لحاظ مذهبی تقریباً در یک سطح بودند. ولی من نتوانستم نظر قطعی بدهم و توپ را انداختم در زمین خانواده‌ام. گفتم هرچه پدر‌ومادرم بگویند من قبول دارم. مادر هم از روز اول آقا داماد و خانواده‌اش به دلش نشسته بود و نظری مثبت داشتند. پدرم هم با تحقیقاتی که کرده بودند نظر مثبت‌شان را دادند و من هم با نظر مثبت خانواده و با توکل به خدا بعد از چند جلسه‌ای که با هم صحبت داشتیم جواب مثبت دادم. 

مهریه‌تان چقدر بود؟ 
روزی که همسرم با خانواده‌شان به منزل ما آمدند و صحبت مهریه شد پدر همسرم از پدرم خواستند، تعداد سکه‌ای که مد نظرش هست بگوید. پدرم تعداد مشخص نکردند و گفتند شما نظرتان را اعلام کنید و ما نظر شما را قبول داریم. پدر همسرم گفتند نظر خود آقای حامد ۱۴ سکه بوده ولی ما این نظر را قبول نداشتیم و ما نظرمان ۱۱۴ سکه است. اگر شما موافق باشید. پدرم هم گفتند ما نظر شما را قبول داریم و با توجه به صحبتی که من از قبل داشتم گفتم دوست‌دارم یک سفر حج روی مهریه‌ام باشد. 
آنها این در خواست من را در جمع مطرح کردند و پدر همسرم به خاطر نظر من سفر حج را به مهریه من اضافه کردند. نظر من را پرسیدند که قبول دارید و مشکلی نیست؟ من هم گفتم بله موافق هستم. بعد از اینکه در مورد مهریه به توافق رسیدیم همسرم گفتند، یک صحبت خصوصی با من دارند. در اتاق رفتیم باز هم آقا حامد نظر من را در مورد مهریه پرسیدند؛ گفتند اگر آنجا در جمع رودروایسی داشتی هر نظری در دلت هست بگو. می‌خواستند مطمئن شوند که واقعاً نظر خودم همین بوده یا نه؟ که من در جواب ایشان گفتم بله قلباً موافقم و مشکلی ندارم. خیال‌شان راحت شد. بعد از توافقات لازم ما آزمایش‌های قبل از ازدواج را دادیم و خدا را شکر مشکلی نبود. عقدمان در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ مصادف با سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) با حضرت خدیجه (س) ازسوی مرحوم آیت‌الله علوی گرگانی (ره) در دفترخانه به صورت ساده برگزار شد و یکماه بعد یک جشن عقد گرفتیم. دوران عقدمان به مدت یکسال طول کشید. 

آن زمان شهید عضو سپاه شده بودند؟
موقعی که آقاحامد به خواستگاری من آمدند به من گفته بودند که به صورت قراردادی در شرکت‌های وابسته به سپاه مشغول به کار هستند. گفت که در تهران زندگی می‌کنیم ولی ممکن است به خاطر مأموریت کاری، مجبور باشیم جای دیگر زندگی کنیم. شما باید این آمادگی را داشته باشید. من هم این مسئله را قبول کرده بودم. آقا حامد بعد از گذشت چند سال از ازدواج و گذراندن دوره‌های آموزشی موفق شدند به صورت رسمی استخدام سپاه شوند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *