فرهنگ ایران محدود به مرزهای سیاسی امروز کشور نیست. حوزه تمدنی و فرهنگی ایران از آسیای میانه تا بخشهایی از غرب آسیا گسترده شده و در طول تاریخ بر مناطق مختلف تأثیر گذاشته است. اما متأسفانه گاهی چنان دایره نگاه خود را محدود کردهایم که فرهنگ ایرانی را تنها در چند نقطه جغرافیایی یا برخی آثار تاریخی خلاصه میکنیم در حالی که ردپای فرهنگ ایرانی را میتوان در کشورهای مختلف منطقه مشاهده کرد. کافی است به تاجیکستان، افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، جمهوری آذربایجان و حتی بخشهایی از ترکیه و کشورهای عربی نگاه کنیم. بسیاری از این جوامع همچنان با میراث فرهنگی و ادبی ایران ارتباط دارند و ظرفیت مناسبی برای مخاطب آثار فرهنگی ما به شمار میروند
جوان آنلاین: بسیاری از نمایشنامهنویسان و فعالان تئاتر، ضمن گلایه از عدم تصویرسازی از آثار حوزه ایثار و مقاومت، میگویند بخش عمدهای از این آثار، پس از انتشار به آرشیو سپرده میشوند. مجموعه «آینه در آینه» با هدف تبدیل کتابهای ادبیات پایداری به آثار نمایشی شکل گرفته است و تلاش دارد تا روایتهای هنرمندانهای از زندگی شهدا و قهرمانان ملی تولید کند. این مجموعه اقتباسی با آثاری از نصرالله قادری، شهرام کرمی، مهرداد کورشنیا، اصغر گروسی، کهبد تاراج، وحید درویشی، لیلا روغنگیر قزوینی، آرزو بهرامی و مسعود احمدی به چاپ رسیده است. با توجه به تجارب معدود گذشته، میتوان این احتمال را در نظر گرفت که چنین آثاری میتوانند با استقبال گسترده مخاطبان همراه شوند. «جوان» برای بررسی ابعاد بیشتر این اقدام با اصغر گروسی، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، گفتوگو کرده است.
لطفاً برای آشنایی مخاطبان، درباره شکلگیری مجموعه «آینه در آینه» و چگونگی انتخاب آثار توضیحاتی بفرمایید.
در طراحی این مجموعه، به دلیل زیستبوم استان فارس، توجه به ایثارگران، شهدا و قهرمانان برجسته این خطه برای ما اهمیت ویژهای داشت. در کنار آن، شخصیتهای تاریخی و فرهنگی همچون ملاصدرا نیز مورد توجه قرار گرفتند. برای انتخاب آثار، اتاق فکری تشکیل شد و از میان صدها عنوان کتاب، بهتدریج دایره انتخابها محدود شد تا در نهایت به مجموعهای متشکل از ۲۰ کتاب رسیدیم. این آثار ازسوی نویسندگان شناختهشدهای همچون نادر ابراهیمی، محمدرضا سنگری و دیگر چهرههای معتبر حوزه ادبیات نگاشته شده بودند. این کتابها را در اختیار نمایشنامهنویسانی قرار دادیم که در تئاتر ایران کارنامه موفق و قابلاعتنایی دارند. بسیاری از این هنرمندان، با وجود قراردادهای حداقلی و بیشتر از سرعلاقه و دغدغه فرهنگی، همکاری با این طرح را پذیرفتند و نتیجه آن مجموعهای شد که توانست یک سد ذهنی را در فضای فرهنگی بشکند.
اهداف تشکیل چنین مجموعهای شامل چه مواردی است؟
پرسش ما این بود که کتابهایی که در حوزه ادبیات پایداری، ازسوی نهادهایی همچون حوزه هنری، بنیاد شهید و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس منتشر میشوند، پس از انتشار چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ بسیاری از این آثار در نهایت به آرشیو سپرده میشوند؛ در حالی که ظرفیت بالایی برای معرفی قهرمانان ملی و انتقال مفاهیم ارزشی به نسل جدید دارند. در شرایط امروز، صرفاً با تولید برنامههای تلویزیونی یا انتشار کتاب نمیتوان انتظار داشت نسل جوان با این شخصیتها ارتباط برقرار کند. ما باید از ظرفیت هنر نمایش برای رساندن این روایتها به مخاطب بهره بگیریم و آنها را به بخشی از سبد فرهنگی جامعه تبدیل کنیم. باید در شیوه معرفی قهرمانان ملی به نسل جدید بازنگری صورت بگیرد. سؤال مهم این است که چرا کودکان و نوجوانان ما شخصیتهایی مانند بتمن و اسپایدرمن را میشناسند، اما با بسیاری از قهرمانان ملی و شهدای خود آشنا نیستند؟ ما معمولاً تنها در مناسبتهایی خاص به سراغ این شخصیتها میرویم و انتظار داریم نسل جدید با آنها ارتباط برقرار کند؛ درحالی که شناخت و ارتباط نیازمند روایت درست و مستمر است. هر گروه سنی زبان و ادبیات خاص خود را دارد. اگر میخواهیم کودکان با قهرمانان واقعی کشورشان آشنا شوند، باید این شخصیتها را با زبان کودکانه، جذاب و متناسب با دنیای ذهنی آنان معرفی کنیم. در غیر این صورت، نمیتوان انتظار داشت این روایتها در ذهن نسل جدید ماندگار شوند. ما باید برای کودکان و نوجوانان خود قهرمان بسازیم. خوشبختانه الگوهای فراوانی در اختیار داریم و میتوانیم بر پایه همین الگوهای واقعی، شخصیتهای الهامبخش را به نسلهای آینده معرفی کنیم. در سالهای اخیر، حوادث و رویدادهای مهمی را پشت سر گذاشتهایم؛ از جنگ ۱۲روزه گرفته تا فتنهها و تهدیدهای مختلف علیه کشور. زمانی برخی معتقد بودند؛ نسلهای جدید دیگر روحیه ایثار و مقاومت نسل دفاع مقدس را ندارند، اما اتفاقات سالهای اخیر نشان داد همچنان این ظرفیت در جامعه وجود دارد و جوانان ما در بزنگاههای تاریخی آماده ایثار و فداکاری هستند. وظیفه ما این است که این قهرمانان را به جامعه معرفی کنیم. امروز در یکسوی میدان، رسانههایی قرار دارند که با بهرهگیری از ابزارهای حرفهای رسانهای برای مخاطبان خود الگو میسازند و در سوی دیگر ما قرار داریم که گاهی تنها به تماشا نشستهایم. روشن است که با تماشا کردن اتفاقی رخ نمیدهد و برای اثرگذاری باید وارد میدان تولید محتوا شد.
