یاران امام حسین (ع) در عاشورا نشان دادند که نشاط و آرامش، محصول شرایط بیرونی نیست، بلکه نتیجه «ساخت درونی انسان» است. آنان در محاصره کامل، تشنگی و یقین به شهادت، نه دچار فروپاشی روانی شدند و نه از مسیر خود عقب نشستند، زیرا جهان را در پرتو ایمان، معنا و هدفی فراتر از مرگ میدیدند. عاشورا در واقع صحنهای است که در آن نشان داده میشود انسان مؤمن میتواند در اوج بحران، به بالاترین سطح از ثبات روانی و امید دست پیدا کند
جوان آنلاین: قرنها از عاشورا گذشته است، اما پیامهای آن همچنان زنده، جاری و الهامبخش زندگی انسان امروز است. اگر هر سال با اشک و اندوه، یاد بزرگترین حماسه تاریخ اسلام را زنده نگه میداریم، شایسته است که راه و رسم زندگی را نیز از این مکتب بیاموزیم. عاشورا تنها روایت مظلومیت و شهادت نیست، مدرسهای است که ایمان، بصیرت، شجاعت، امید و آرامش را در دشوارترین شرایط به انسان میآموزد. در روزگاری که اضطراب، ناامیدی، آشفتگی ذهن و فرسودگی روان، آرامش بسیاری از خانوادهها را تهدید میکند، بازخوانی سبک زندگی یاران امام حسین (ع) بیش از همیشه ضرورت دارد. آنان در اوج تشنگی، محاصره، اندوه و در حالی که از سرنوشت خود آگاه بودند، نه دچار فروپاشی روحی شدند و نه امیدشان را از دست دادند، بلکه با تکیه بر ایمان، یقین، اخلاق و اعتماد به وعدههای الهی، آرام ماندند، شجاعانه ایستادند و تا آخرین لحظه از مسیر حق دست نکشیدند. این گفتوگو با نگاهی به همین بعد از عاشورا، نشان میدهد که آرامش حقیقی نه در آسایش و رفاه، بلکه در استحکام باورها و سلامت اخلاق ریشه دارد. درسی که شاید امروز، در کنار همه آموزههای بزرگ عاشورا، بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند باشیم و آن هنر شاد و آرام زیستن در دل سختترین امتحانهای زندگی است، اما راز این آرامش از کجا سرچشمه میگیرد و چگونه ایمان، یقین و اخلاق، انسان را در سختترین آزمونهای زندگی استوار نگه میدارند؟ پاسخ این پرسشها را در گفتوگوی جوان با حجتالاسلام والمسلمین ابراهیم بهاری، استاد حوزه و دانشگاه میخوانید.
بسیاری از افراد، عاشورا را صرفاً صحنهای از اندوه و مصیبت میبینند، اما در منابع تاریخی از نشاط و آرامش یاران امام حسین (ع) نیز سخن گفته شده است. این مسئله را چگونه تبیین میکنید؟
یکی از نکات شگفتانگیز حادثه عاشورا، وجود روحیه نشاط، آرامش و اطمینان در میان یاران سیدالشهدا (ع) است. معمولاً انسان هنگامی که خود را در آستانه خطر، شکست یا مرگ میبیند، دچار اضطراب، نگرانی و آشفتگی میشود، اما در کربلا با صحنهای متفاوت روبهرو هستیم. یاران امامحسین (ع) میدانستند که فردای عاشورا بسیاری از آنان به شهادت خواهند رسید، اما در عین حال آرامش و نشاط در رفتار و گفتارشان موج میزد. این نشاط نه از روی بیخبری بود و نه ناشی از غفلت از واقعیت میدان، بلکه برخاسته از ایمان، یقین و باور عمیق آنان بود. در حقیقت عاشورا به ما نشان میدهد که انسان میتواند در سختترین شرایط نیز آرامش و نشاط خود را حفظ کند. نشاط در منطق اهلبیت (ع) به معنای فرار از مشکلات نیست، بلکه به معنای امید، اطمینان و رضایت در مسیر حق است.
از نگاه شما مهمترین عوامل این نشاط، آرامش و شجاعت چه بود؟
اگر بخواهیم همه عوامل را در چند محور اصلی خلاصه کنیم، باید به دو رکن اساسی اشاره کنیم: «تقویت باورها» و «اصلاح اخلاق.» عامل نخست، باورهای عمیق و استوار بود. یاران امامحسین (ع) به وعدههای الهی یقین داشتند. آنان میدانستند در مسیر حق گام برمیدارند و همین یقین، ترس را از دلشان بیرون کرده بود. رسولخدا (ص) میفرمایند: «خداوند آرامش و شادی را در یقین و رضایت به قضای الهی قرار داده است.» همچنین در روایت دیگری آمده که اگر انسان به قضای الهی ایمان داشته باشد، محزون نمیشود. کسی که باور دارد رزق او مقدر شده است، دچار حرص و اضطراب نمیشود. کسی که دنیا را فانی میداند، همه آرامش خود را به دست آوردن دنیا گره نمیزند. چنین انسانی در برابر سختیها مقاومتر و آرامتر خواهد بود. عامل دوم، سلامت اخلاقی بود. انسان حسود، کینهتوز، بدبین و گرفتار چشم و همچشمی نمیتواند نشاط واقعی را تجربه کند. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: کسی که همواره به داراییهای دیگران چشم بدوزد، اندوه او طولانی خواهد شد. اصحاب امامحسین (ع) دلهای پاک، نیتهای خالص و اخلاقی الهی داشتند و همین ویژگیها به آنان آرامش و نشاط میبخشید.
در نگاه دینی، شادابی و نشاط چه جایگاهی دارد و چه تفاوتی با خوشگذرانی و لودگی دارد؟
شادابی و نشاط از ویژگیهای مهم زندگی انسان است. هرچه انسان بانشاطتر باشد، هم از نظر جسمی سالمتر است و هم از نظر روحی و فکری توانمندتر عمل میکند. نشاط بر جسم، روح، قدرت یادگیری، تصمیمگیری و تعاملات اجتماعی انسان تأثیر میگذارد، اما باید میان نشاط و لودگی تفاوت قائل شد. گاهی برخی افراد تمسخر دیگران، تحقیر مردم، غیبت، آزار مؤمنان یا شوخیهای نامناسب را شادی میدانند، در حالی که اسلام چنین رفتاری را تأیید نمیکند. پیامبر اکرم (ص) اهل مزاح بودند، اما هرگز کسی را آزار نمیدادند. نشاط مطلوب در فرهنگ دینی، نشاطی است که همراه با کرامت انسانی، احترام به دیگران و رشد معنوی باشد. به همین دلیل در آموزههای اسلامی، نشاط یک ارزش محسوب میشود، اما هر خنده و هر شادیای ارزشمند نیست.
