شوق غدیر داشت که آسمانی شد

مرتضی آن روز کلاً درگیر برگزاری مراسم غدیر بود. تا شب هم کارشان طول کشید. بعد همراه دوستش آمده بود جلوی در خانه تا یک وسیله‌ای از خانه بردارد که در همین لحظه پهپاد دشمن به خانه رو‌به‌رویی سقوط می‌کند و یکی از ترکش‌های آن به سر پسرم اصابت می‌کند انگار که این پهپاد مأمور شده بود تا مرتضی را شهید کند

مرتضی آن روز کلاً درگیر برگزاری مراسم غدیر بود. تا شب هم کارشان طول کشید. بعد همراه دوستش آمده بود جلوی در خانه تا یک وسیله‌ای از خانه بردارد که در همین لحظه پهپاد دشمن به خانه رو‌به‌رویی سقوط می‌کند و یکی از ترکش‌های آن به سر پسرم اصابت می‌کند انگار که این پهپاد مأمور شده بود تا مرتضی را شهید کند

جوان آنلاین: شامگاه ۲۴ خرداد و درحالی که تجاوز رژیم صهیونیستی و امریکا به کشورمان در اولین ساعات روز دوم خود قرار داشت، حادثه‌ای در جنوب غرب تهران رخ داد که اهالی یک محله کوچک را متعجب کرد. یک پهپاد دشمن روی یکی از ساختمان‌های این محله سقوط کرد و کمی بعد خبر رسید که یک جوان بسیجی به شهادت رسیده است. محله جلیلی به عنوان یکی از محلات منطقه ۱۷ تهران هدف نظامی محسوب نمی‌شد، به همین خاطر اصابت یکی از پرتابه‌های دشمن باعث تعجب مردم این منطقه شد. کمی بعد مشخص شد گویا این پهپاد مورد اصابت پدافند قرار گرفته و لاشه منحوس خود را تا این محله کشانده و همانجا سقوط کرده است. براثر انفجار حاصله، یکی از ترکش‌های این پهپاد روی سر مرتضی عباسی می‌افتد و او را آسمانی می‌کند. مرتضی متولد سال ۱۳۸۵ بود و موقع شهادت فقط ۱۹ سال داشت. شهادت او موجی از واکنش‌ها را در جنوب تهران درپی داشت و باعث انزجار بیش از پیش مردم این مناطق نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی و امریکا شد. گفت‌وگوی «جوان» با جلال عباسی، پدر شهید مرتضی عباسی را پیش رو دارید. 

آقا مرتضی موقع شهادت چند سال داشتند؟
پسرم فرزند سوم خانواده و متولد پنجم دی ماه سال ۸۵ بود. اوایل تیر امسال که شهید شد، هنوز ۱۹ سالش کامل نشده بود. الان که با هم گفت‌و‌گو می‌کنیم، سالروز تولد پسرم را تازه پشت سرگذاشته‌ایم. اگر الان می‌ماند ۱۹ سالش کامل می‌شد. 

خود شما چند سال دارید؟ گویا زمان جنگ تحمیلی به جبهه رفته بودید؟
من متولد سال ۱۳۴۸ هستم و بزرگ شده شیرازم. از سال ۶۸ به تهران آمدیم و ساکن منطقه ۱۷، محله جلیلی شدیم. من اواخر جنگ سرباز تیپ ۳۵ تکاوری ارتش بودم و در عملیات مرصاد شرکت کردم. دوستانی داشتم که در کنار خودم به شهادت رسیدند و این خاطرات مربوط می‌شود به سال‌ها قبل از تولد مرتضی. پسرم سال‌ها بعد از جنگ متولد شد، اما روحیاتش مثل بسیجی‌های دوران جنگ بود. جالب است که پسر شهیدم و جوان‌هایی مثل او، دفاع‌مقدس را تجربه نکرده بودند. ولی روحیات‌شان مثل بچه‌های آن دوره و زمانه بود. 

شهید به شنیدن خاطرات شما از حضورتان در جبهه‌های دفاع‌مقدس علاقه داشت؟
 بله، خیلی هم علاقه داشت از آن دوران بداند. مرتضی از بچگی به مسجد محله (موسی بن‌جعفر) رفته بود و عضو پایگاه شهید محرمعلی مقدم بود. خیلی به بسیج و فعالیت در آن علاقه داشت. به همین خاطر دوست داشت خاطرات من از زمان جنگ را بشوند. من هم هروقت فرصت می‌شد، برایش از آن زمان تعریف می‌کردم. عرض کردم روحیاتش مثل بسیجی‌های زمان جنگ بود و این موضوع نشان می‌دهد، خط جهاد و شهادت در این کشور نسل به نسل منتقل می‌شود. البته هر نسلی خصوصیات خودش را دارد، ولی حتی جوان‌های دهه هشتادی هم نشان دادند؛ می‌توانند مثل جوان‌های دهه ۶۰ باشند و از کشورشان دفاع کنند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *