۱۰:۰۰ – ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
«سرو سپید سرخ»، چه آگاهانه و چه ناآگانه، دارد حافظه جمعیای را میسازد که به قول خردمندان بخشی از تاریخ را پیش میبرد.
باشگاه خبرنگاران جوان – راهرفتن روی باند فرودگاه، شبیه نشستن پشت فرمان ماشین پدر است آن هم درست زمانی که پایت حتی به کلاج و… نمیرسد. حالا شما فرض کنید با یک ماشین پلاک ارتش به همراه چند سرباز دیگر بروید روی باند فرودگاه. ناگهان عباس بابایی درونتان میزند بیرون، ناخودآگاه رخ عقاب میگیرید، شبیه بچههای تجربی که اولینبار روپوش سفید تنشان میکنند و راهی آزمایشگاه مدرسه میشوند تا زیر نمک کبریت بگیرند. خلاصه کارهای بسیاری در جهان است که شما بدون داشتن هیچ تخصصی میتوانید بهواسطه تجربه آنها، رخ عقاب بگیرید.
حوالی ساعت ۴ بعد از ظهر یک روز نسبتاً گرم تابستانی این توفیق (رخ عقابگیرندگی) نصیب ما هم شد، درست در پایگاه یکم شکاری تهران. جایی که سربازهایش میگویند، در جنگ چهل روزه، روزی سه یا چهار بار مورد هدف آمریکاییها قرار میگرفت، اما کادر و سربازهایش بیخیال تعطیلیهایشان شدند و سنگر را خالی نکردند.
